تاریخ انتشار : ارديبهشت 1393
امروز رسماباعث شدم از ارث محروم بشم
سرسفره ناهاربودیم بابام ناهارشو خورد رفت کنار گف یکی پاشه بره دوتا متکا واسه من بیاره منم که پترس فداکار,رفتم براش اوردم بعد بابام گف من دیگه کاری باکسی ندارم میخوابم یهو از دهنم در رفت گفتم مثلا کار داشته باشی میخوای چه غلطـــــــــــــــــی بکنی؟
دیده گانِ حُضارِ محترم:0_0
من:-_-
هيچی دیگه الان دارم زیر افتاب درخشان برنزه میشم











.gif)
.gif)