تاریخ انتشار : ارديبهشت 1393
چند روز پيش زنگ زدم بيمارستان و خواستم وصل كنند به اتاق حسابداري كه برادرم اونجا كار مي كنه هيچي ديگه اپراتور محترم اشتباهي وصل كردن به زايشگاه و اونجا يه خانومه گوشي رو برداشت و گفت:يه لحظه گوشي، منم پشت خط بودم كه صداي داد و بيداد خانومايي كه داشتند زايمان مي كردند خيلي راحت شنيده مي شدنزديك 8 يا 9 نفر داشتن از درد زايمان جيغ و داد مي كردند هيچي ديگه من تهنا كاري كه بجز خنديدن مي تونستم بكنم اين بود كه دعا كنم بچه هاشون "پسر" باشه.











.gif)
.gif)