تاریخ انتشار : ارديبهشت 1393
صبح هوا خنک بود ، کت تنم کردم رفتم سر کار. ظهر که داشتم بر می گشتم هوا گرم شده بود. وقتی از وسط خیابون رد می شدم ، یکی داد زد : هی عمو. برگشتم دیدم با منه . گفتم بله .گفت: خر تب کرده گاو سینه پهلو. گفتم بله؟ گفت: این چیه تنت کردی هوای به این گرمی؟
بعد هم رفت و در افق ناپدید شد.
الان چند وقته وقتی کت تنم می کنم توی خیابون به اطرافم نگاه می کنم اون مرده نباشه.











.gif)
.gif)