تاریخ انتشار : خرداد 1393
این دوستم بود خدای سوتی بود
یه روز با همه بچه ها دسته جمعی رفتیم کافی شاپ این الهه سوتی هم با ما بود
میز پشتیه یه دختر و پسر بودن دختر هم اسم این دوست ما بود
دو سه بار پسره میز پشتیه دوست دختره رو صدا کردن این بلند شد گفته بعله
اخر سر عصبی شد برگشته می گه اه چرا هی صدا می کنید
نابغه نفهمیده بود
دیگه کافی شاپ نمونده ملت کلش جویدن رفت











.gif)
.gif)