دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  158626

ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﯾﯿﻢ؛ ﺑﭽﻪ ﯼ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﮔﻮﺷﻴﻮ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ؛ ﻣﻴﮕﻢ
ﺳﻼﻡ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻫﺲ ... ؟ ﻣﻴﮕﻪ ﺁﻟﻪ .... ﻣﻴﮕﻢ ﮔﻮﺷﻴﻮ ﺑﺪﻩ ﺑﻬﺶ
ﻣﻴﮕﻪ : ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻪ ﺩﺍﻟﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﺘﻮﻧﻪ ..... o_O
ﻣﻴﮕﻢ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﭼﻲ؟ ﻣﻴﮕﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﺍﻟﻪ ﺑﺎ ﭘﻠﻴﺴﺎ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺩﻟﻪ
ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻴﺘﻮﻧﻪ .... o_O
ﻣﻴﮕﻢ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺍﻣﯿﺪﺕ ﭼﻲ؟ ﻣﻴﮕﻪ ﻟﻔﺘﻪ ﺑﻴﻤﺎﻟﺴﺘﺎﻧﺎ ﻟﻮ
ﺑﮕﻠﺪﻩ ... o_O ﻣﻴﮕﻢ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺰرﮒ ﭼﻲ؟ ﺍﻭﻧﻢ ﻟﻔﺘﻪ ﭘﺰﺵ
ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ 0_0....
ﻣﻴﮕﻢ ﭼﺮﺍ ... ﻣﻴﮕﻪ ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﮔﻢ ﺷﺪﻡ ....
ﻣﻴﮕﻢ ﮐﺠﺎﻳﻲ ﺍﻻﻥ؟ ﻣﻴﮕﻪ ﺯﻳﻠﻪ ﺗﺨﺖ :|||

  158616

اوایل که تازه اومده بودم 4جوک بعضی اصظلاحات اینجا رو نمی فهمیدم!!!
یه بار داشتم از خواهرم می پرسیدم که منظور اینها از گودزیلا چیه؟؟!!
خواهرم هم داشت برام توضیح میداد...
بعدا مادرم به خواهرم گفته بود که داداشت اینهمه درس خونده لیسانس گرفته واقعا نمیدونه گودزیلا یه جونور بزرگ و بی شاخ و دومه ....
یه همچین وضعی داریم ما...

  158604

من امروز اولین روزما گرفتم اما بدون سحری
قول میدم اگه این پوستم بالای ۲۰۰۰تا لایک بخور همه سحری ها بیدارشم فکر نکم انقدر
لایک بخوره پس شبا راحت میخوابم
خخخخخ

  158592

یادش بخیر من در کل فامیل به این که کسی تا به حال گریه منو ندیده بود (در کل گریه نمیکردم)معروف بودم بهم میگفتن مهدی سنگ دل ....یه روز رفته بودیم پیش فامیل ها همه هم بودن .گفتم عمرا کسی بتونه اشک منو در بیاره یکدفعه پسرخالم لپ تاپو گذاشت رو پام گفت این داستانو بخون .::حالا ما نشستیم داستان عاشقانه امیرونرگس (بهتون پیشنهاد می کنم بخونید تو نت هست)رو خوندن .یه 3ساعتی گذشت دیگه آخرایه داستان بود خیلی ناراحت بودم قلبم درد گرفته بود وقتی داستان تموم شد یکدفعه زدم زیر گریه (اونم زیر چه گریه ای )انگارنه انگار که 16 سالمه ..آبروم رفت .اینجوری بود که تو فامیل از مهدی سنگ دل به مهدی زرزرو یا مهدی عاشق تبدیل شدم .ای دل غافل .

  158584

به خدا راست میگم اصلا کچل شم اگه دروغ بگم
بابای من رفته بودتو دستشویی پارک یه معتاده تو دستشویی حموم کرده
به بابام گفته اون شرتم رو ازبیرون بده
بابای مالنگ یارو روگرفته بود ولنگ یارو روکنده بود بعدش رفته بودشرتش رو انداخته بود توخاک خاکی شده بود
قیافه ما بعد از شنیدن:0
معتاد با لنگ:)))))))
بی لنگ:(((((

  158566

به بار تو دانشگاه از یه دختره جزوه گرفتم بعد از کپی کردنش توش شماره خودمو نوشتم دختره نه تنها جزوشو یه بارم نگا نکرد دادش همه کپی بگیرن واسه خودشون بعدش هر ۳ ثانیه یه اسمس میومد که چطوری نازی :-(

  158552

امتحان فلسفه داشتیم؛ جواب یه سوال "عدم" میشد؛ دوستم بهم گفت یه خورده کمکم کن، بهش گفتم جوابش مربوط به گذشته "وجود" میشه. گفت: پس جواب "ماضیه"
من :(
دوستم :)
ملاصدرا :(

  158542

تودانشگاه سخنران آوردن که درمورد اینترنت بحرفه اولین جملش این بود:استفاده بیش از حد از اینترنت اعتیاد میباشد.یکی از اساتید گرام فرمودن :اگه اینطوریه که شما میگی اینجاشیره کش خونس……
ما:|:|:|:|
معتادا؛/ ؛/ ؛/

  158531

عاقا داداشم میخواس معنی کلمه "والیبال" رو تو دیکشنری پیدا کنه.برگشتم بش گفتم: بابا والیبال که دیگه معنی نمیخواد.والیبال یعنی همون فوتبال
داداشم:o:0
خودم :)))))))))))))))))))))))))))))))

  158530

جام جهانـــی هم جَو خودش رو داره. اولــش میگی : - ای بابا ! به من چــه که حرص وین رونــی و کریــم بنزمــا رو بخــورم.
ولی همین که شــروع شـــد توی تاکسی و سوپــری و نونوایــی،همه یه جوری حرفش ُ میزنـــن، که انگار اگه تو نتیجه بازی ها رو ندونــی یه دمــاغ داری وسط پیشونیــت! اصلا یه جوری فضا همــه رو میگیره که حتــی مامان بزرگ ِ من،همـپای مــا می شینــه بازی ها رو میبینه. سر بازی ایران – آرژانتــین گیر داده بود به مــن :|
- محمد ! اون گوشــه تلوزیــون چی نوشتــه ؟ حالا منــم همه فکــر و خیــالم پیش این توماس مولر بود که آقای گل نشــه. گفتــم : - ننه. نوشته زنده !
مامان بزرگ هــم صلوات فرســتاد و گفت خدا رو شــکر!!
ســرم رو برگردونــدم و گفتــم :
- واسه چی مامان جـــون ؟!! O_O
- خــب ننه نوشتــه زنده ! یـَـنــی هیچ کــدوم از ایــنایـــی که دارن بازی مــی کنن چیزیشــون نشده و نمُـردن ..
اصلا یه اوضــاعــی. تا نیــم ساعت داشتم ریسه میرفــتم و ســط هــال ! هر دفعه یه چیزی می گه که آدم کُـل ِ جام جـهــانی رو بیخیــال میشه .
مامان بزرگه باحاله دارم ؟ ^_^

  158495

با خانواده رفته بودیم گردش . تو خیابون بودیم ، دیدم یه ماشینی که راننده ش خانومه ماشونو کنار خیابون نگه داشت ، یه عطسه کرد ، دوباره روشن کرد و راه افتاد........!!!!!
به همین کولری که روشنه و بابام نیست خاموشش کنه قسم!!!
حالا باز بگین خانوما حواسشون به رانندگیشون نیست!!!!

  158494

چند وقت پیش مادربرزگم که تو شهرستان بود مریض شد و قرار شد مادرم برای مراقبت ازش بره شهرستان و چند روزی اونجا بمونه.از اونجایی که اشپزی من و پدرم خیلی خوبه(!)قرارشد پدرم برای شام کوکو سبزی درست کنه و کرد و از اونجایی من که خیلی گشنه بودم حمله ور شدم به سوی کوکو و پس از اولین لقمه به این نتیجه رسیدم که از اونجایی که من جوونم و بدنم به پروتئین نیاز داره و تخم مرغ سرشار از پروتئینه بهتره از نیمرو در برنامه ی غذاییم بیشتر استفاده کنم و الان هم به جای کوکو از نمیرو استفاده کنم تا پروتئین بدنم تامین شه
.
.
پدرم هم بعد از اولین لقمه اش به نتیجه ای مشابه رسید

مدیونید اگه فک کنین کوکو مزه سوسک له شده با سس اضافه میداد

  158485

جمعه ایی دختر عموم اومد از مامانش تعریف کنه برگشت گفت :
زن عمو مامانم ی مربایی پخته اصلان مربانیست ک مارمالکه؟؟؟@_@
مدینوید فک کنید منظورش مارمالاده هااااااا
دیگه خودش تنهایی همه ی مارمالکارو خورد دیگه ما هم له شده بودیم از خنده .

  158476

*********** لرد خنده *************

بدترین ضایع شدنم تو مدرسه این بود:

سوم راهنمایی یه روز کامپیوتر داشتیم ( آره آقا ما سمپادیا کامپیوتر دارم) بعد
یکی از بچه ها ( خر خون چاپلوس ) از دبیر سوالید که آقا شما چندتا زبان برنامه
نویسی بلدید؟ منم این سوالشش رو نشنیده بودم.دبیره گف 25تا منم کف کردم فک کردم میگه 25 تا زبان بلدم گفتم آقا شما 25تا زبان بلدید یا 25 تا لهجه؟تا اینو گفتم یکدفه دیدم کلاس داره سقفو زمینو گاز میگیره هیجی مجبور شدیم هزینه تأمیر(تعمیر-تعامیر) سقفو زمنم بدیم.

  158470

کلاس سوم ابتدایی بودم در درس اجتماعی راجع به شهادت امام رضا اینطور نوشته بود"مامون به امام رضا سم داد وی او را به قتل رسانید."بعد در امتحان سوال داده بودند چه کسی امام رضا را به قتل رسانید من نوشتم وی....
خوب نمیدونستم وی یعنی چی فکر کردم اسم یه آدم هست.خلاصه هنوز که هنوزه مامانم اینا من رو مسخره می کنند.