ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﯾﯿﻢ؛ ﺑﭽﻪ ﯼ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﮔﻮﺷﻴﻮ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ؛ ﻣﻴﮕﻢ
ﺳﻼﻡ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻫﺲ ... ؟ ﻣﻴﮕﻪ ﺁﻟﻪ .... ﻣﻴﮕﻢ ﮔﻮﺷﻴﻮ ﺑﺪﻩ ﺑﻬﺶ
ﻣﻴﮕﻪ : ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻪ ﺩﺍﻟﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﺘﻮﻧﻪ ..... o_O
ﻣﻴﮕﻢ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﭼﻲ؟ ﻣﻴﮕﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﺍﻟﻪ ﺑﺎ ﭘﻠﻴﺴﺎ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺩﻟﻪ
ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻴﺘﻮﻧﻪ .... o_O
ﻣﻴﮕﻢ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺍﻣﯿﺪﺕ ﭼﻲ؟ ﻣﻴﮕﻪ ﻟﻔﺘﻪ ﺑﻴﻤﺎﻟﺴﺘﺎﻧﺎ ﻟﻮ
ﺑﮕﻠﺪﻩ ... o_O ﻣﻴﮕﻢ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺰرﮒ ﭼﻲ؟ ﺍﻭﻧﻢ ﻟﻔﺘﻪ ﭘﺰﺵ
ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ 0_0....
ﻣﻴﮕﻢ ﭼﺮﺍ ... ﻣﻴﮕﻪ ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﮔﻢ ﺷﺪﻡ ....
ﻣﻴﮕﻢ ﮐﺠﺎﻳﻲ ﺍﻻﻥ؟ ﻣﻴﮕﻪ ﺯﻳﻠﻪ ﺗﺨﺖ :|||
خاطرات خنده دار
اوایل که تازه اومده بودم 4جوک بعضی اصظلاحات اینجا رو نمی فهمیدم!!!
یه بار داشتم از خواهرم می پرسیدم که منظور اینها از گودزیلا چیه؟؟!!
خواهرم هم داشت برام توضیح میداد...
بعدا مادرم به خواهرم گفته بود که داداشت اینهمه درس خونده لیسانس گرفته واقعا نمیدونه گودزیلا یه جونور بزرگ و بی شاخ و دومه ....
یه همچین وضعی داریم ما...
من امروز اولین روزما گرفتم اما بدون سحری
قول میدم اگه این پوستم بالای ۲۰۰۰تا لایک بخور همه سحری ها بیدارشم فکر نکم انقدر
لایک بخوره پس شبا راحت میخوابم
خخخخخ
یادش بخیر من در کل فامیل به این که کسی تا به حال گریه منو ندیده بود (در کل گریه نمیکردم)معروف بودم بهم میگفتن مهدی سنگ دل ....یه روز رفته بودیم پیش فامیل ها همه هم بودن .گفتم عمرا کسی بتونه اشک منو در بیاره یکدفعه پسرخالم لپ تاپو گذاشت رو پام گفت این داستانو بخون .::حالا ما نشستیم داستان عاشقانه امیرونرگس (بهتون پیشنهاد می کنم بخونید تو نت هست)رو خوندن .یه 3ساعتی گذشت دیگه آخرایه داستان بود خیلی ناراحت بودم قلبم درد گرفته بود وقتی داستان تموم شد یکدفعه زدم زیر گریه (اونم زیر چه گریه ای )انگارنه انگار که 16 سالمه ..آبروم رفت .اینجوری بود که تو فامیل از مهدی سنگ دل به مهدی زرزرو یا مهدی عاشق تبدیل شدم .ای دل غافل .
به خدا راست میگم اصلا کچل شم اگه دروغ بگم
بابای من رفته بودتو دستشویی پارک یه معتاده تو دستشویی حموم کرده
به بابام گفته اون شرتم رو ازبیرون بده
بابای مالنگ یارو روگرفته بود ولنگ یارو روکنده بود بعدش رفته بودشرتش رو انداخته بود توخاک خاکی شده بود
قیافه ما بعد از شنیدن:0
معتاد با لنگ:)))))))
بی لنگ:(((((
به بار تو دانشگاه از یه دختره جزوه گرفتم بعد از کپی کردنش توش شماره خودمو نوشتم دختره نه تنها جزوشو یه بارم نگا نکرد دادش همه کپی بگیرن واسه خودشون بعدش هر ۳ ثانیه یه اسمس میومد که چطوری نازی :-(
امتحان فلسفه داشتیم؛ جواب یه سوال "عدم" میشد؛ دوستم بهم گفت یه خورده کمکم کن، بهش گفتم جوابش مربوط به گذشته "وجود" میشه. گفت: پس جواب "ماضیه"
من :(
دوستم :)
ملاصدرا :(
تودانشگاه سخنران آوردن که درمورد اینترنت بحرفه اولین جملش این بود:استفاده بیش از حد از اینترنت اعتیاد میباشد.یکی از اساتید گرام فرمودن :اگه اینطوریه که شما میگی اینجاشیره کش خونس……
ما:|:|:|:|
معتادا؛/ ؛/ ؛/
عاقا داداشم میخواس معنی کلمه "والیبال" رو تو دیکشنری پیدا کنه.برگشتم بش گفتم: بابا والیبال که دیگه معنی نمیخواد.والیبال یعنی همون فوتبال
داداشم:o:0
خودم :)))))))))))))))))))))))))))))))
جام جهانـــی هم جَو خودش رو داره. اولــش میگی : - ای بابا ! به من چــه که حرص وین رونــی و کریــم بنزمــا رو بخــورم.
ولی همین که شــروع شـــد توی تاکسی و سوپــری و نونوایــی،همه یه جوری حرفش ُ میزنـــن، که انگار اگه تو نتیجه بازی ها رو ندونــی یه دمــاغ داری وسط پیشونیــت! اصلا یه جوری فضا همــه رو میگیره که حتــی مامان بزرگ ِ من،همـپای مــا می شینــه بازی ها رو میبینه. سر بازی ایران – آرژانتــین گیر داده بود به مــن :|
- محمد ! اون گوشــه تلوزیــون چی نوشتــه ؟ حالا منــم همه فکــر و خیــالم پیش این توماس مولر بود که آقای گل نشــه. گفتــم : - ننه. نوشته زنده !
مامان بزرگ هــم صلوات فرســتاد و گفت خدا رو شــکر!!
ســرم رو برگردونــدم و گفتــم :
- واسه چی مامان جـــون ؟!! O_O
- خــب ننه نوشتــه زنده ! یـَـنــی هیچ کــدوم از ایــنایـــی که دارن بازی مــی کنن چیزیشــون نشده و نمُـردن ..
اصلا یه اوضــاعــی. تا نیــم ساعت داشتم ریسه میرفــتم و ســط هــال ! هر دفعه یه چیزی می گه که آدم کُـل ِ جام جـهــانی رو بیخیــال میشه .
مامان بزرگه باحاله دارم ؟ ^_^
با خانواده رفته بودیم گردش . تو خیابون بودیم ، دیدم یه ماشینی که راننده ش خانومه ماشونو کنار خیابون نگه داشت ، یه عطسه کرد ، دوباره روشن کرد و راه افتاد........!!!!!
به همین کولری که روشنه و بابام نیست خاموشش کنه قسم!!!
حالا باز بگین خانوما حواسشون به رانندگیشون نیست!!!!
چند وقت پیش مادربرزگم که تو شهرستان بود مریض شد و قرار شد مادرم برای مراقبت ازش بره شهرستان و چند روزی اونجا بمونه.از اونجایی که اشپزی من و پدرم خیلی خوبه(!)قرارشد پدرم برای شام کوکو سبزی درست کنه و کرد و از اونجایی من که خیلی گشنه بودم حمله ور شدم به سوی کوکو و پس از اولین لقمه به این نتیجه رسیدم که از اونجایی که من جوونم و بدنم به پروتئین نیاز داره و تخم مرغ سرشار از پروتئینه بهتره از نیمرو در برنامه ی غذاییم بیشتر استفاده کنم و الان هم به جای کوکو از نمیرو استفاده کنم تا پروتئین بدنم تامین شه
.
.
پدرم هم بعد از اولین لقمه اش به نتیجه ای مشابه رسید
مدیونید اگه فک کنین کوکو مزه سوسک له شده با سس اضافه میداد
جمعه ایی دختر عموم اومد از مامانش تعریف کنه برگشت گفت :
زن عمو مامانم ی مربایی پخته اصلان مربانیست ک مارمالکه؟؟؟@_@
مدینوید فک کنید منظورش مارمالاده هااااااا
دیگه خودش تنهایی همه ی مارمالکارو خورد دیگه ما هم له شده بودیم از خنده .
*********** لرد خنده *************
بدترین ضایع شدنم تو مدرسه این بود:
سوم راهنمایی یه روز کامپیوتر داشتیم ( آره آقا ما سمپادیا کامپیوتر دارم) بعد
یکی از بچه ها ( خر خون چاپلوس ) از دبیر سوالید که آقا شما چندتا زبان برنامه
نویسی بلدید؟ منم این سوالشش رو نشنیده بودم.دبیره گف 25تا منم کف کردم فک کردم میگه 25 تا زبان بلدم گفتم آقا شما 25تا زبان بلدید یا 25 تا لهجه؟تا اینو گفتم یکدفه دیدم کلاس داره سقفو زمینو گاز میگیره هیجی مجبور شدیم هزینه تأمیر(تعمیر-تعامیر) سقفو زمنم بدیم.
کلاس سوم ابتدایی بودم در درس اجتماعی راجع به شهادت امام رضا اینطور نوشته بود"مامون به امام رضا سم داد وی او را به قتل رسانید."بعد در امتحان سوال داده بودند چه کسی امام رضا را به قتل رسانید من نوشتم وی....
خوب نمیدونستم وی یعنی چی فکر کردم اسم یه آدم هست.خلاصه هنوز که هنوزه مامانم اینا من رو مسخره می کنند.
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21910
کل بازدید: 535383410










