آقا ما یه بار سرکلاس نشسته بودیم معلممون می خواست هميار انتخاب کنه منم پایه داد زدم خانم لطفا ما رو بکنید
خاطرات خنده دار
یکبار کنار دوستان نشسته بودیم بحث پیام تبلیغاتی اس مس ها که هر روز شصت تا پشت سر هم میاد. شد هر کی چیزی گفت ,منم اومدم گفتم از همه اوسکول تر احمق تر اون شرکت خدمات مسافرتی (___) که هر روز برای من میزنه تور مسافرتی آنتالیا ,فلان فلان ,یکی نیست بگه خر بزه من اگه دو زار پول داشتم که وضع حالم این نبود, یک مشت بیسواد بوق. بوق. آژانس میزنند,,,,,,
یکهو دیدم همه ساکت شدند هرکی به جایی خیره است
پرسیدم چی شده؟
یکی از دوستان قابل احترام شدید ,در اومد گفت
اون آژانس مسافرتی مال خواهر منه! :|
دیگه بقیه شو خودتون تصور کنید:|
بعد امتحان برگه رو دادم ب استاد بعد به روش گربه شرک نگاش کردم!
یهو گفت باشه ندید بیست ^__^
ولی الان همش حس میکنم عمه م!بس که بقیه دانشجوهاش با فوش نگام کردن!
خلاصه ازین لحظه ها هزاربار قدیم شما باد ^__^
چن وقت پیش املا داشتیم یکی خیییلی املاش داغونه تو کلاسمون رفت پاتخته
به جای معلم فارسی معلمعلوماومدهبود
بعد این دوست عزیزمون رف پاتخته معلم گفت : بنویس غار
بعد این اومد بنویسه مکث کرد معلم دوباره گفت :غاار
این گفت :چی؟
معلم دوباره:غااااار غاااار
کلشم همزمان با غار گفتن میاورد بالا مشکیم پوشیده بود یعنی خود کلاغ شده بوداا
یعنی مااون وسط پرپر شدیم انقدر خندیدیم
از بیرون اومدم دسشویی داشتم شدییییید
دویدم تو دسشویی از بس حول کرده بودم شروع کردم دکمه های مانتومو باز کردن
یه لحظه ب خودم اومدم دیدم چیکار کردم از همونجا دوش لازم شدم
با دوستم تو خیابون بودیم، خسته بودیم، می خواستیم تاکسی بگیریم. یک تاکسیه ۲۰ ، ۳۰ قدم جلوتر نگه داشت، ما نرفتیم سوار شیم، راننده سرش را از پنجره آورد بیرون، گفت:
پس چرا نمیاین؟
دوستم گفت: برو آقا مقصد همون جا بود.
توی دستشویی بودم، راننده یکی از این تاکسی های اینترنتی زنگ زده، می گه:
شما ماشین خواسته بودید؟
گفتم: نه.
گفت: من الآن تو لوکیشن شما هستم...
اولای سال بود ب بچه ها گفتم بشینید نقاشی بکشید
یکی از شاگردام ک خیلیم خوشگله اومد کناره میزم (اول دبستان)
اولش یکم من من کرد و گف اجازه هست یه چیزی بگم گفتم بفرمایید گفت من یه آقای سرویسی دارم منو آخر از همه پیاده میکنه و همیشم میشینم جلو
گفتم خب؟ یه دفه زد زیره گریه
منم دیدم بقیه دارن نگاش میکنن بردمش بیرون
نگران شده بودم شدیییید گفتم بگو چیشده گف آقا سرویسی منو اذیت میکنه و یه چیزایی گف ک قابل پخش نیس
من اینارو شنیدم حالم بد شد تا ظهر پا ب پاش گریه
تا اینکه ظهر مامانش اومد دویدیم سمتش جریانو با گریه براش میگفتم و خطو نشون میکشیدم یهو مامانش گف باز تو دروغ گفتی
من:(((((
خودش:))))
استاد سر کلاس:چیزاتونو در بیارید که چیز بکنیم....!O_o
ماها:پخش کف زمین نمیتونستیم خودمونو کنترل کنیم... :)))
استاد:چرا انقدر فکرای بد میکنین؟!منظورم اینه که کاراتون رو در بیارید با هم بحث کنیم راجبش...
خب تو سوتی میدی ما مقصریم؟؟؟!!!
خخخخ... D:
امروز میرفتم خونه دیدم پسره به مامانش میگه گشنمه
مامانش گفت برو این پولو بگیر همبرگر بخر زهر کن دیگه هم تا یه ساعت غر نزن!
والا تا جایی که من یادم میاد گشنه مون میشد همون نون با رب رو هم یا میدزدیم یا 3 ساعت الافی یا اینکه خودمو میزدیم میگرفتیم بقراآن
به مامانم میگم:
چرا همش تو خونه دمپایی پات می کنی؟
میگه: یه کابوی هیچ وقت از اسلحش دور نمی مونه!!
داشتم عکس مخاطب خاصمو از رو صفحه گوشیم میبوسیدم یهویی دیدم بابام داره نگام میکنه @_@
با یه لبخند گفتم خببب جز سی قرآن هم تموم شد:)
پشمای بابام ریخت
رفته بودم خرید با دختر عموم
اومدم از تو کوچه بیام تو خیابون اصلی
یهو پیچیدم ماشین خاموش کرد پشتمم بوق میزدن
هول کردم دستم رفت رو بوق چراغارو روشن خاموش کردم
برف پاک کنو زدم دوباره ماشینو روشن کردم دنده بود پرید جلو
حالا نمیدونستم برف پاکنو چه جوری خاموش کنم تا خونه برف پاک کنو جلو چشام میرفت عقبو جلو
:|
یبارم تو کلاس نشسته بودیم بعدش یکی از بچه ها یه کش سمت معلم پرت کرد!
معلم چند نفرو آورد بیرون تا اعتراف بگیره هیشکی هیچی نگفت
تا اینکه معلم میخواست نفر اخری رو که بیرون اورده بود رو بزنه. اون نفر اخری گفت اقا همه شاهدن من بخدا خواب بودم من پرت نکردم!
مظلوم ترین ادم کلاس کش رو پرت کرده بود به کنار..
اینی که گفته بود خواب بودم رو بخاطر اینکه خوابیده تعهد گرفتن!
نگم براتون که با چه اوسکولایی درس خوندم! کسایی که خودشون برا خودشون درد سر ایجاد می کردن!
این خاطره ماله من نیس...برا بابامه ولی هروقت تعریف میکنه ما از خنده غش میکنیم.
میگه که :یه بازی داشتیم خعلی مزخرف بود،میرفتیم زیر پتو اون دو نفر دیگه هم باید سعی میکردن پتو رو از دورت باز کنن.
بعد یه بار داداشم رفت اون زیر،دماغشم آورده بود بیرون و سفتم پتو رو چسبیده بود که یهو من رفتم جلو دماغش،پشتمو کردمو گفتم زاااارت.......
آغا مارو میگی:-) :-) :-)
اون عموی بنده خدای من که سوراخای دماغشم گشاده رو میگی:-
اونارو میگی:-D
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 55604
کل بازدید: 531611440










