اولای سال بود ب بچه ها گفتم بشینید نقاشی بکشید
یکی از شاگردام ک خیلیم خوشگله اومد کناره میزم (اول دبستان)
اولش یکم من من کرد و گف اجازه هست یه چیزی بگم گفتم بفرمایید گفت من یه آقای سرویسی دارم منو آخر از همه پیاده میکنه و همیشم میشینم جلو
گفتم خب؟ یه دفه زد زیره گریه
منم دیدم بقیه دارن نگاش میکنن بردمش بیرون
نگران شده بودم شدیییید گفتم بگو چیشده گف آقا سرویسی منو اذیت میکنه و یه چیزایی گف ک قابل پخش نیس
من اینارو شنیدم حالم بد شد تا ظهر پا ب پاش گریه
تا اینکه ظهر مامانش اومد دویدیم سمتش جریانو با گریه براش میگفتم و خطو نشون میکشیدم یهو مامانش گف باز تو دروغ گفتی
من:(((((
خودش:))))
نمایش مطلب شماره 250026
تاریخ انتشار : اسفند 1397
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
827
بازدید دیروز: 25765
کل بازدید: 533316898
بازدید دیروز: 25765
کل بازدید: 533316898










