دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  190951

برا همه پیش اومده که زبونشون نچرخه و بعضی کلمه هارو اشتباه بگن !!!!
وگرنه سیم بسکل با سیم بکسل فرقی نداره که :-D
اصلا درستش سیم بکسل هست!!!!!!! :-I
من قبل و بعد سوتی:-)
همسری از اون موقع تا الان =))

  190941

یادمه دوم راهنمایی بودم . زنگ املا بود . هنوز دو سه خط ننوشته بودم که رنگ خودکارم تموم شد
من: اجازه رنگ خودکارمون تموم شد ی لحظه صب کنین خودکارمونو عوض کنیم
آقای معلم:چیه گچت افتاد ؟ گچ می خوای ؟
من & _ @
معلم :)
بچه های کلاس :))))
دمم گرم اون روز معلم تا می خواست تا می خواست املا بگه خندش میگرفت و فقط چن تا لغت سخت گفت اون روز کسی زیر 18 نگرفت
بعد از اون روز معلممون هر وقت منو می دید یاد سوتیش می افتاد و می خندید . . .
هی یادش بخیر . . . .

  190937

سال سوم دبیرستان بودیم و مدرسه تصمیم به اردو مشهد گرفت. حالا ما با چند تا از بچه ها رفتیم شب اول تو هتل یه آدم بوق میاد کولرو روشن میکنه من از صدای کولری که میومد فکر کردم زلزله اومده من دیگه حس بوق بودنم گل کرد پتو رو کشیدم رو سرم و گفتم فوقش مرگه دیگه هیچی خوابیدم. صبحم پاشدیم و دیدیم دو سه نفر سرما خوردن و رو به قبله شدن.
نمیدونم چند نفر مثل من تو این دنیا زندگی میکنن ولی هرچند نفر هستن دمشون گرم

  190933

دبیر فیزیک اومد سر کلاسمون. گفت خانما اگه میشه لطف کنید ی نفرتون جزوه ی پارسال منو بیاره میخوام بدم به بچه های اون یکی مدرسه! پارسال با من کلاس نداشتن فیزیک3 شون ضعیفه!
ما: جزوه بدیم؟؟؟؟؟ به بچه های اون دبیرستان؟؟؟؟؟ عمر! ! -___-
دبیرمون: چه اشکالی داره؟ شما همتون تو ی مجتمع درس میخونید. باید به هم کمک کنید.
ما:هرکی جزوه میخاد خودش بیاد بگیره!!!-____-
دبیرمون: خواستن بیان روشون نشد!
ما: روشون نشد؟؟؟؟؟؟ واسه دست انداختن ما دخترا خیلی شیرن! حالا که کارشون گیر کرده شمارو فرستادن؟؟؟؟ عمرن! ! -___-
دبیرمون: خانما بخشش خیلی خوبه. اصن شما با جزوه دادن زکات علمتون رو دادین!
ما: -___- عمرن.
دبیرمون: هرکی جزوه بیاره تو مستمرش تاثیر میدم.
ما: -____- عمرن.
دبیرمون: واقعاً که!!!! :/ از ی دبیرستان دیگه واسشون میگیرم!!
.
بعلههههه! !!!!هم کلاسی های من هستند دیگر!!!! گاهی دلشان میخواهد حال دیگران را بگیرند!!!
یه همچین دخترای بخیلی هستیم!!!! ^____^

  190928

افا مامان ما تا پارسال فکر میکرد داداشم کور رنگی داره یه روز دیگه اعصابش خرد شد گفت پا شو بریم دکتر ببینم چته..... بعد از انجام ازمایشات مشخص شد که ایشون رنگها را بلد نیست

  190847

ﺩﯾـﺸَـﺐ ﮐَـﻒِ ﭘـﺎﻣـﻮ ﭘـﺸـﻪ ﺯﺩﻩ ...ﯾﮑــﯽ ﻧﯿﺴــﺖ ﺑﮕــﻪ ﺁﺧــﻪ ﺣﯿـﻮﻭﻥ ﺍﯾــﻦ ﺟــﺎﯼِ ﻧﯿــﺶ ﺯَﺩَﻥ ﺑــﻮﺩ؟؟؟؟؟

3 ﺛﺎﻧﯿــﻪ ﻣﯿﺨـــﺎﺭﻭﻧَــﻢ ..

ﻧﯿــﻢ ﺳﺎﻋَــﺖ ﻣﯿﺨﻨـــﺪﻡ...

  190845

دیروز یکی از شاگردام تو کلاس خیلی اذیت میکرد.بهش میگم اگه بازم ازین کارا بکنی میفرستم پیش خانم مدیر اونم دعوات میکنه ها.نگاه کرد تو چشام گفت اگه به مدیر بگی منم به مامانم میگم.باز شیطونی کرد منم فرستادم پیش مدیر
امروز صدام کردن دفتر دیدم دختره با مادرش تو دفتره. من:با من کاری داشتید؟
مدیر:مبینا به مامانش گفته دیروز تو کلاس زدیش!!
من:(
شاگردم:D
هرچی توضیح دادم که اینطوری نبوده مادرش میگفت حرف راستو باید از بچه شنید.
آخه این که بچه نیست آدمخواره .میفهمی آدمخوار
یکی منو نجات بده کمممممک .........

  190838

عاقا داداشم تعریف میکرد یه روز با رفیقش رفته واسه خرید {حالا بگذریم از این که اولین مغازه اولین پیرن شلواری که دیده گفته همین خوبه برشداشتش}که موقع برگشتن چن تا دختر دوبل کلیپس چن مترپاشنه از پایین دیدن که یکی از اون دخملا دماغشو عمل کرده بوده این رفیق داداش مام اومده تیکه بندازه گفته خر جفتک انداخته دماغت ای شکلی شده.
دخترم خیلی شیک برگشته گفته :
.
نه پدر تو انداخته
داداشم میگه با کاردک نتونستم رفیقمو از رو سنگ فرشا جم کنم..
.
اولین پستمه منو ت جمعتون را بدید..هی اقا هل نده من زودتر اومدم

  190827

به مامانم عکس فرهاد مدیری پسر مهران مدیری رو نشون دادم میگم مامان این فرهاد مدیری پسر مهران مدیریه،بعد یه نگا به عکس کرد و به نگا به منو گفت اسمه مهران مدیری چی بود؟
:|

  190782

سر جلسه امتحان کامپیوتر اینترنت قطع شده استاد گفت رو سوالی که دارین جواب میدین صبر کنین تا وصل بشه دختره (دوستم) برگشته میگه سوالای دیگه رو می تونیم جواب بدیم ؟ استاد سکته کرد !

  190777

امروز تعطيل بودم..يكى از كلاساى مدرسه مامانمم معلم نداش...
خلاصه ليستو گرفتمو رفتم سركلاس...
تانشستم يكى ازبچه ها گف خانوم؟؟اين زنگ ادبيات داريم...منم گفتم الان بگم وبخندم هم پروميشن هم وقتشون تلف ميشه...بعد يكى ازبچه هايى كه المپياد ادبيات شركت كرده بودوصدازدم...اونم بلند شد بانيش بااااز..
بش گفتم عزيزم مشاعره بلدى ديگه؟؟؟؟
:بعله^____^
:با«ج»بيا ..؟؟؟^_^(باخودم گفتم الان شعر حافظ مياره وسط)
:جوجه خره گاوه منه سوارش بشم خوب را ميره..^____^
:ها؟؟؟:/ بيخيال(عقلش نرسيده)گلم؟؟با«د»؟؟؟؟؟^_^
:دوباره ميگم جوجه خره گاوه منه سوارش بشم خوب را ميره...^_____^
:ميخواى يه چيزه جديدبگى~_~؟؟؟؟؟؟با «چ»اصن!؟؟؟؟
:چقد بگم جوجه خره گاوه منه سوارش...
:بسسسسسسه ديگه ..-___- پرتت ميكنم بيروونااااا مگه تو المپيادادبيااات شركت نكردى؟؟؟
:بعععله شركت كردم^____^ :په اين چرتوپرتا چيه ميگى؟؟؟-_~ اصن ميام بالاى جدول الفبا..با«ت»..؟؟؟؟؟!!!
:توام خرى گاوه منى سوارت بشم خوب را ميرى..^_____^
:poker face
الان بيرون كلاس منتظرم مامانم خودش بياد نابغه هايى كه ميفرسته المپيادوببينه مستفيض شه..~_~
به جان خودم ما دبستان بوديم ازينا بيشتر ميفهميديم..همينطورى توصيفى دارن ميان بالا فك ميكنن خيلى مخن..(الان اعصاب ندارم دارم تخليه روانى ميكنم)...
سلامتى خودمون...
عاشق همتونم..

  190742

دیروز داشتم با دوستم از مدرسه برمیگشتم گفتم سهیلا زد بازی رو میشناسی؟ میگه نه خلاصه شروع کردم کلی توضیح دادن و... آخرش که حرفام تموم شد گفتم خیلی گروه باحالین
گفت پس گروهن؟یعنی مثل گروه های تو وایبر و این جور چیزا؟
یعنی تو کهکشان راه شیری محو شدم!!!!
من /-:
زدبازی *_*
دوستم :-|

  190734

دآشــتــیــم بــآ بــچــه هــآ نــوشــآبــه ی خــآنــوآده مــیــخــوردیــم دخـتــره اومــده مــیــگــه اوه مــــااای گــاد! شــمــآهـآ چــه شکــلــی از دهــنــه هــم مــیــخــوریــن ؟؟!حــآلــآ ایــن هــیـچــی مــن یــه نــوشــآبــه ی پـپــســی رو نــمیــتــونــم بــخــورم اُپــــــس !
حــآلــآ وآقــعــیــت :
اگــه نــوشــآبــه وآســه ایــن بـخــرم حتــی اگــه قبــلــش ســگ لــیــس زده بــآشــه حــمــلــه مـــیــکــنه از ســگــه مــیــگــیــره . تــو خــونــشـــون ســیــبـــ زمــیــنــیو آبــپــز مــیــکنــن پــیــآزو لــه مــیــکــنن نــون تیــلــیــت میــکــنــن بــآ مــقــدآری روغــن مـیــریــزن تــو نــوشـــآبــه ^_^

  190733

اقا همین الان تو اتاقم بودم.پدرم از مادرم پرسید محمد خوابه؟منم گفتم اره!
به جون چارجوک بابام وقتی جوابمو شنید مطمئن شد که خوابم و رفت!
دیگه نبینم کسی بگه فک و فامیلش مشکل داره ها

  190718

اقا ما تو دوران مدرسه....یه سری خودمونو به سماور ابدارخونه رسوندیمو و مایع ظرفشویی ها رو توش خالی کردیم.... اساتید گرام در صف دسشویی بودن....کلا یکی دو روز کل کلاسای مدرسه منحل شد... (هیچکی هم نفهمید!!)
مریض هم خودتی