دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  196155

من نام کاربریمو توی سایت 4جوک عوض کردم گذاشتم"عششششقم"
وقتی وارد سایت میشم مینویسه «سلام عششششقم،به بخش کاربری خوش آمدی!»
لامصب تمام کمبود محبت هامو پر کرده! فک کنم عاشقش شدم!

  196149

عمه ی محترم بنده یه روز مهمون دعوت کرده بوده ومیخواست غذا درست کنه که میبینه گاز کم فشاره. زنگ میزنه اداره گاز و شروع مکنه داد و بیداد که این چه وضعشه شما آبرو نذاشتید برا من و... از این حرفا دیگه. این مامور بیچاره هم آدرسشو میگره سر 5 دقیقه خودشو میرسونه ببینه قضیه چیه داشت کنتوروچک میکردوشیر گازو اینا, عمه ام داشت سر مامور بنده خداغر میزد...که یهو ماموره گفت:شیر گازتون چرا بسته س؟!؟!؟!
هیچی دیگه عمه ام هنوز که هنوزه سر جاش خشکش زده بیچاره نمدونه از خجالت چیکار کنه....
مهمونی ام کنسل شد...

  196124

ﯾﻪ ﺷﺐ ﮐﻞ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﻭﺭ ﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﻣﯿﺪﯾﺪﯾﻢ
ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﭘﺴﺘﻮﻧﮏ ﺩﻫﻨﺶ ﺑﻮﺩ، مامانم ﯾﻬﻮ ﺯﺩ ﺯﯾﺮ
ﺧﻨﺪﻩ ! ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺨﻨﺪﻯ؟
ﮔﻔﺖ ﯾﺎﺩ ﺑﭽﮕﯿﺎﺕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ، ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﻰ ﮐﺮﺩﻯ، ﺷﺴﺖ ﭘﺎﻣﻮ ﻣﻰ
ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺣﻠﻘﺖ
ﭼﻮﻥ ﺷﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺷﺖ ﻣﯿﻮﻣﺪ ، ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯿﺸﺪﻯ :|

  196087

سوتي من و بقالي سر كوچمون رو داشته باشين...
رفتم بقالي ميگم هزار تومان خيارشور بده.وقتي خواستم پولشو بدم گفتم: چقدر ميشه؟!!!!
اونم كه خنگ تر از من بود دو ساعت داره با ماشين حساب ور ميره كه ببينه هزار تومان خيار شور چقدر ميشه

  196085

^_ S Mohammad H72 _^

*من تا قبل عیـد ریشـــم خیلی زیاد بود کل فامیل هـــــم دیــده بودن.
ولی روز عید تیغ تیغیش کردم حالا روز سوم سال کل فـــک و فامیــــل
خـــــونـــــــه عـــمــــــوی بابـــــــام جــــمـــــــع شـــــــده بـــــودیـــــدم.

*یکی از پسرهای فامیل وقتی منو دید خندید و گفت داعشی مث این
کـه چـمـــــــــن هــــــــــا رو زدی :D

*مثـــــلا خواسـت منــو ضــــــــایه کنــــــه (مـــــنــــــــــــــــو)!!!!!!!!!!!

*منم گفتــــم خو عزیزم میدونـــــی که امثال سال بزه ترسیدم ی وقت
بـــهــــــــــــــــــم حملــــــــــــــــــــــــــه ور شـــــــــــــــــــــــــــی ^_^

*کــــــــل فامیــــل عینهو نارنجــــــک چارشنبـــه سوری منفجر شدن.
*و آن پســــــر بیچـــــــاره دیگـــــــر تا آخر مجلس چیزی بر زبـــان نیاورد.


ممد دِنجر


  196083

تف به این شانس
دیروز بعد از عمری داشتم مسواک میزدم دیدم زیادی کف میکنه!!!!
بهش توجهی نکردم.
یهو داداشم اومد گف خمیر ریش منو ندیدی؟
من:O_o
جواب دادم نه.
بعدش بهم گف ایناهاش...چرا سرش بازه؟
منم گفتم اینکه خمیر دندونه....!!!!
بهدش دیدم داداشم داره دیوارو گاز میزنه.
خودتون قیافه ی منو تصور کنین.

  196075

داخل کباب فروشی بودم داشتم کباب می خوردم.
یکدفعه یه خانمی با پسر کوچیکش اومد داخل کباب فروشی کباب سفارش داد کباب ها رو آوردن بعد پسر کوچیکش گفت نوشابش کو؟
مامانش گفت نگرفتم
باز پسرش اصرار کرد
یکدفعه مامانش عصبانی شد گفت سگ نوشابه میخوره!؟!
اون افرادی که داخل کباب فروشی بودن که داشتن نوشابه میخوردن تو افق محو شدن.
سگ &|
گاو ؟!!
پسر شیطون !!!-
نوشابه @!؟
افق >>>>

  196058

(واقعی واقعی)
پسرداییم اين ١٣روزه تهران بوده بعد یه روزم رفته سر مزار خدا بیامرزپاشايي..
ازشلوغی اونجا بگذریم ميگفت اين وسط یه پسره نشسته بوده سر قبر خدابیامرز(اضافه كنم روی قبرش پر گل بود)داشته بلند بلند حرف میزده وميگفته:
"من یكی ازافتخاراتم اینه كه مرداد ماهيم... من ١٥مرداد بدنیا اومدم اون خدابیامرز٢٣مرداد..
بعدش بادستش گل روی قبر رو كنار زده گفته، اه!!٢٠مردادبود!!!!!.."بعدشم خندیده..
مديونید اگه فك كنید ٤تادختر دیده بود كشك شده بودا!..
خخخ..آخه بگم خدا چی كارت كنه!نكن بردارمن، نكن! زشته بخدا! :|

  195983

دیروز برامون مهمون اومده بود
بعد اینا داشتن از لختی موهاشون شکایت میکردن!!!(خوشی زده بود زیر دلشون)
بعد مامانم گفت: بابا موهاتون به این خوبی مال نعیمه ما خوبه؟؟ مثل امضای رئیس بانک مرکزی میمونه! :(

حالا من کار به تخریب شخصیت مامانم ندارم
اومدم بگم اگه کسی میخواد اختلاسی کنه. وام ملیاردی بگیره در بره

صرفا برای رضای خدا این دم عیدی من ۱۰ درصد میگیرم ی تار مومو میدم از روش جعل کنه

  195946

یادم میاد یه بار یکی از دوستام تو مدرسه لواشک آورده بود ...
هعــــی روحش شاد ویادش گرامی باد ^ـ^
دختر خوبی بود ولی حیف که مارو خوب نمیشناخت :D

  195935

دیروز موقع شستن ماشینم زد به سرم رفتم تو صندق عقب خوابیدم درم بستم
چند دلیل داشتم برای این کارم:
1 به یاد ایام کودکی ما دهه ۶۰که ماشین جا نداشت مینشستیم تو صدوق عقب
2 میخواستم ببینم یه روز بدزدنم اون تو جا میشم یا نه
3 می خواستم ببینم لامپ صندق عقب کی خاموش میکنه;-)

اما این کارم چند تا درس داشت

اولا.هیچوقت در صندوق عقب وقتی توش هستید نبندید
دوما.حالا در بستید گوشیتونم با خودتون ببرید
سوما.حالا گوشی نبردی نبردی اهنگ ضبط,کم کن صداتون بشنون

هیچی دیگه قشنگ دو ساعت خوابیدم بعد دو ساعت موقع شستن ظرفها یادشون افتاده من نیستم امدن پیدام کردن

من:-P
بابا و مامانم:-(
اینده مملکتمونo_O

  195922

آقا ما یه پسر عمه 5 ساله داریم دیدیم نشسته داره میخنده، گفتم چرا میخندی ؟ گفت یه جوک واسه خودم تعریف کردم!! گفتم واسه منم تعریف کن ،
گفت ، یه روز یه نفر میره پشت بوم میوفته پایین ! بعد خودش از خنده غش میکرد!!.
مسئولين 4جوک باید رو همچین استعدادایی سرمایه گذاری کنن دارن پرپر میشن!!

  195916

مامانم رفته یه بسته شکلات و مقداری(دو کیلو) آجیل خریده.
نمیدونم کدوم خری رفته 15 تا شکلات و خورده پوستشو انداختع تو سطل آشغال اتاق من.؟!!!
منم برای انتقام گیری داشتم نیم کیلو آجیل میخوردم که از شدت درد سگک کمربند بابام از حال رفتم!!!!!

  195911

واقعی

دوستم راننده تاکسیه تعریف میکرد:دیروز سه تا دختر خوشگل و باکلاس سوار کردم؛تو مسیر بودیم که یهو فهمیدم باد معده شدیدی دارم.
به زور خودمو نگه داشتم تا اینکه دخترا گفتن پیاده میشن.
تا پیاده شدن کارمو کردم و بو فضای ماشینو پر کرد.
باخودم گفتم خدا خیرت نده این چه بوییه که زدی؟
بعدش تازه فهمیدم چه گندی زدم. هنوز یکی از دخترا پیاده نشده بود!!!!!

هیچی دیگه کرایه ندادن که هیچ،هزار تا هم فحش سنگین بارم شد

  195910

رفتیم ترشک و الو بخریم
خاله ام یهو برگشت گفت اقا این جالو انگلی ها چنده؟؟؟
.
.
.
.
.
.
منو میگیییییی؟؟ فرار کردم اصن