رفتیم کفش بخریم
یه زنه هم اون تو بود
یه کفش قهوه ای هم دستش بود
رو به آقای فوشنده گفت :
اگه از همین کفش همین رنگ سرمه ای شو آوردی بهم خبر بده
من و خانواده o_o
کفش+_+
خاطرات خنده دار
عاقا
ما بچه که بودیم تازه دستگاه سی دی در اومده بود
فقط هم یه سی دی mp3 داشتیم میزاشتیم با داداشمون هم میشستیم نگاه می کردیم
چه حالی هم میکردیم تازه همه آهنگهارو هم حفظ بودیم
یادش بخیر..........
عاقا تو کوچه ما واسه چهارشنبه سوری یه سرو صدایی بود که نگو اصن انگار میدونه جنگ بود
یکی سینه خیز میرفت ترکش بهش نخوره
یکی سنگر گرفته بود با تلفنش حرف میزد میگفت: حاجی اینجا دارن نقل و نبات میپاشن.پرستو ها همه پرپرشدن
یکی با وانت اومده بود بلنگو هم داش از تو بلنگو داد میزد الآن نفلتون میکنم........الکی مثلن من تانکم
همه جا آتیش روشن بود ترقه مینداختن ماشینا مارپیچ میرفتن ترکش نخورن
بعضیام کلن فازشون یچی دیگه بود فقط میرقصیدن
با مامانم رفته بودیم کفش بخریم یکی رو انتخاب کردیم دیگه خریدنش قطعی شد فروشنده خواست بذاره داخل جعبه که مامانم پرسید قیمتشون چنده؟دیدم با کلی ناز گفت اینا چرم خالصه زیاد گرون نیس درمیاد 180هزارتومن منم که میخواستم با دویست تومن از سرتا پا خودمو نو کنم دیدم نمیارزه فقط یه کفش بخرم گفتم زیاد خوشم از مدلش نمیاد برم یه دوری بزنم اگع پیدا نکرم میام همینو میبرم خدا رحم کرد قبل اینکه بذاره تو جعبه قیمتش رو پرسیدیم!!!!
کاملا وقعی!
داشتم میرفتم خونه همسایمون که پسرشون مرده :(
رو آگهی زده بودن جوان نا کام
یکی با خودکار اکلیلی بنفش زیرش نوشته بود:نا کام نبود من ازش حامله ام :|
ینی اینقدر خندیدم از هوش رفتم
دیروز با دوستم رفته بودیم پارک.
برگشتنی یه دختره با دوست پسرش جلومون بودن، پسره داشت به دختره زوج و فرد بودنه ماشینا رو توضیح میداد. از بقل هر ماشینی هم ک رد میشدن پلاکش رو میخوند و میگفت فرده یا زوج
به روح عمم اخرش دختره برگشت گفت: وسط پلاک ماشینت "ف" داره پس فرده.
پسره ک هی سرشو میکوبوند لبه ی جدول دید نمیمیره خودشو تو جوب غرق کرد.
منو دوستمم همون لحظه با ی لبخند عمیق به فناء فی الله و بقاء بالله پیوستیم.
روحمون شاد یادمون گرامی *_*
اقا عید غدیر بود رفته بودم سوپر تخم مرغ بگیرم بعد سوپریه با یکی دیگه داشتن حرف میزدن درباره عیدی منم وایسادم تا حرفاشون تموم شه بعد که گفت خانوم چی میخاین هول کردم گفتم پنج تا عیدی میخوام جفتشون غش کردن از خنده بعد گفت بیا ملت اینقد عیدی گرفتن قاطی کردن هیچی دیگه تخم مرغارو داد اومدم خونه ولی داشتم میمردم از خنده :)))
بچه بودم بشدت سرماخورده بودم مامانم منو برد دکتر روبروی دکتر نشسته بودم در اتاقشم باز بود منو معاینه کرد گفت چجوری عطسه میکنی ؟منم یه نیگاه دوروبرم انداختم گفتم یه اپیچو یه گوزی :-(
نمیدونم چیشد ولی مریضا اون وسط یورتمه میرفتن
تازه واردم دستمو بگیرید نزارید قطره قطره چون شمعی اب بشم دستم به دامنتون یه لایک بدید روحم شاد شه
عاقا مادربزرگ دوست ما طبقه پایین خونشو داده بود دوتا دانشجو دختر. دوستم میگف:
یه روز خونه مامانیم بودیم دیدم زنگو زدن.دوتا دختر بودن.بد سلام و علیک گفتن:ببخشید با پانی جون کار داریم.حالا ما هی بهم نگا میکنیم.ما پانی نداریم اینجا.
مامانیم:مطمئنین؟ما پانی نداریم اینجا
دختره:اره بابا خودش گف اینجا مستاجرن
مامانیم:لابد خونه همسایه اس
یهو دختره گوشیشو دراورد عکس دوستشو نشون داد گف اینو میگم
حالا ما دهنامون قد غار علی صدر باز مونده.یهو مامانیم داد :آمنههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بیا لب در کارت دارن!!!!!!!!
دیروز یه دختره تو خیابون ازم پرسید
آقا میخوام برم خیابون شریعتی
منم بهش گفتم؛ اشکال نداره برو فقط زود برگرد!
ی فوشی داد هنوز تو گوگل دنبال معنیشم!
جونم براتون بگه ک....
دیروز ی اتفاق عجیبی افتاد ب این خرطوم فیل فورجوک قسم اگه دروغ بگم...
دیروز ی خط نا اشنایی بهم اس داد ک شما برنده ی دستگاه گوشی iphone 5 s شدید مشخصات خود را ب همراه کد پستی ب این شماره ارسال کنید...ما رو میگی از خوشحالی ی جیغ بنفشی کشیدم بنده خدا مامانم زهرش اب شد...بد یکم فک کردم گفتم نکنه سرکاری باشه زنگ زدم پشتیبانی ایرانسل گفتم همچین خطی برام این متن رو فرستاده گفت خانوم شرکت ایرانسل هیچ وقت ب مشتری هاش پیام نمیفرسته یا زنگ میزنه یا تو سایت اسامی برنده شدگان رو اعلام میکنه گفت شکایتی دارید از این خط گفتم اره....خلاصه
دیدم ن الکی ذوق مرگ شدم گفتم انتقام خوشحالیمو میگیرم اس دادم ب اون شماره ک ایفون رو بذار سر قبرت ازتم شکایت کردم مرتیکه کلاهبردار شاید کر باشم لال باشم اما دو گوش نیستم خر خودتی من خودم ختم روزگارم....
بعد هعی زنگ میزدم طرف خطشو رو خط پشتیبانی ایرانسل دایورت کرده بود دیدم ن اینجوری نمیشه باز زنگ زدم پشتیبانی گفتم این طرف خطشو رو پشتیبانی دایورت کرده گفت رسیدگی میکنیم در اسرع وقت الان فک کنم طرف پشت میله های زندان باشه ...همچین موجود خبیپی هستم من...
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم بنیاد امور لایک های چشم ب راه
آقا امروز داشتم از کوچه رد میشدم یهو دیدم دو تا از بچه ها دارن از مدرسه میرن خونه من هم موبایلم را در اُوردم و شروع کردم بلند بلند صحبت کردن
من: سلام، آقا اکه دو تا کلیه لازم دارین الان دو تا بچه جلوی من هستند فقط ماشین قصابی و قصاب را بیارید
اقا تا من اینا گفتم یکی از بچه ها با چهارتا دقت کنید با چهارتا پا فرار کرد...
اون یکی همون جا ایستاده بود تکون نمیخورد رفتم جلو تا دیدمش فهمیدم خودش را خیس کره
بعله دیگه من اینکارم.
سرگرمی های بچه های الانو که می بینید:
ایکس باکسو انواع گیم ها و شبکه های اجتماعیو ...
خدایا یادش بخیر بچه که بودم 2تا مورچه بدبختو می گرفتم و دعوا مینداختم. این دوتا اونقد همو میزدن که آخرش یکیشون در حالی که به من فحش می داد با دست و پای کج و معوج فرار می کرد.
الان که به اون مورچه فکر می کنم عذاب وجدان گلومو. فشار می ده.
خدایا عاقبت مورچه چی شد؟ چقدر بعد دعوادر قید حیات بود؟بیمه بود یا نبود؟آینده ی بچه هاش چی؟؟؟
باید هرطور شده عیالو بچه هاشو پیدا کنم.،،
ﺍﺯ ﻣﺨﺎﺑﺮﺍﺕ ﻭﺍﺳﻢ ﭘﯿﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﮐﻪ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺣﺎﻻ ﻣﺎ يه ﻏﻠﻄﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻧﺎﻣﺤﺪﻭﺩ ﺩﺍﺩﯾﻢ
يه ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺘﻢ بخواﺏ
سرطان قیافه می گیری ﺑﺪﺑﺨﺖ
احســــــــــــــــــــــــــEHSANHDـــــــــــــــــــــــــــان
اعتراف میکنم الان سه روزه میام تو سایت اطلاعیه چهارشنبه سوری رو میبینم سریع سایتو میبندم
تازه الان فهمیدم اون اطلاعیه هست و سایت بروز رسانی میشده و من فکر میکردم که سه روزه سایت بروز رسانی نشده
هعی خدا نمیزارن که......
تحریمارو میگم یعنی تا این حد موثر بوداااااااا
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 22046
کل بازدید: 534365395










