تاریخ انتشار : فروردين 1394
واقعی
دوستم راننده تاکسیه تعریف میکرد:دیروز سه تا دختر خوشگل و باکلاس سوار کردم؛تو مسیر بودیم که یهو فهمیدم باد معده شدیدی دارم.
به زور خودمو نگه داشتم تا اینکه دخترا گفتن پیاده میشن.
تا پیاده شدن کارمو کردم و بو فضای ماشینو پر کرد.
باخودم گفتم خدا خیرت نده این چه بوییه که زدی؟
بعدش تازه فهمیدم چه گندی زدم. هنوز یکی از دخترا پیاده نشده بود!!!!!
هیچی دیگه کرایه ندادن که هیچ،هزار تا هم فحش سنگین بارم شد











.gif)
.gif)