دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  197617

تو مدرسه مون مدیرمون برای اینکه بچه ها با لیوان آب بخورن گرفته شیش تا، دقت کنید شیش تا میله جوش زده به آب سرد کن.
ما را بز فرض کرده بود!
حالا دیگه سرمون از این میله ها رد نمیشه که با دست آب بخوریم.
مجبور بودیم لیوان بیاریم
ولی بچه ها چهار تا از این میله ها را در یک قدام کاملا خود جوش گرفتن کندند.
نمیدونم چجوری یعنی زورشون اینقدر بوده؟
من که هر چی زور زدم نشد اون دو تای دیگه را بکنم.
حالا بازم مدیر از این کارا بکنه!

  197571

دیروز سر کلاس بودیم ازبس می گم الکی می گی معلم شیمیمون یه ازم مطلبی بعد گفت حالا درست یا غلط منم گفتم الکی می گی هیچی دیگه یه ربع التماس کردم تا راهم داد

  197547

آغا از ديرو تا حالا از گلو درد دارم ميميرم(فك كردي سرما خوردم؟نخيرم...صبر كن دارم ميگم نميذاري خو)
رفتم دندون پزشكي همين كه رو يونيت نشستم گفتم جون مادرت يواش سوزنه رو بزنيا.
دكتر:باشه . سعي ميكنم ولي وسطش اگه درد داشتي بگو دوباره بي حسي بزنم.
آغا(همون آقا.عه بزار بكم ديگه)سوزنه رو زد گفتم آخ اينم هول شد سوزنو كشيد بيرون به غير از اينكه لثم لت و پار شد چندين قطره از بي حسي تو دهنم ريخته شد.
اين ب كنار
داشت دندونم و ميتراشيد كه كمي از تراشيگيها هم تو دهنم ريخته شده بود(دستگاه مكش آب تو دهنم بود ولي لامصب كار نميكرد)وسطاي تراشيدن دندونم گفتم آااااي(خوب خيلي عصب دندونم درد ميكرد)گفت درد گرفت ؟
اومدم بگم آره درد داشت.همه محتوياتي كه عرض كردم قورت داده شد.
الهي نصيب هيچكي نشه از ديروز تا حالا هم آخر دهنم بي حسه هم گلو درد دارم شديد.
يكي نيس بگه خب همون اول هرچي لازمه بي حسي بزن .
واي نكنه داروي بي حسي هم داره تحريم ميشه و خبر نداريم.
يني من چيز به اين با ارزشي قورت دادم عايا؟؟؟!!!!
الان حس كسيو دارم كه پسته رو با پوستش قورت داده.:))))))))))))))

  197504

15سالم بود. مامانم و مامان بزرگم رفته بودن خرید.گوشیشم جاگذاشته بود.منم تا ساعت 7-8شب خونه تنها بودم که برقا رفت .تو خونه از صدای یخچال گرفته تا ریختن آب از دوشه حمام و همه وسایل دست به دست هم داده بودن تا منو بترسونن!زنگ زدم به خالم گفت برو تو پارکینگ که هوا روشن تره!تو پارکینگ که بودم همسایه ها که از بیرون میومدن تو توقع نداشتن که تواون تاریکی کسی تو پارکینگ باشه اما من فک میکردم اونا منو میبینن و به رسم ادب بهشون سلام میکردم اما بدبختا از ترس شیش متر میرفتن هوا!
تا رنوبت رسید به پسر یکی از همسایه ها آیفونو زد فهمید برقا رفته باخودش بلند گفت حالا که من دسشویی دارم و عجله باید دوساعت دنبال کلید بگردم...همین جوری داشت غر میزد که من بهش سلام کردم چنان ترسید!!!چنان ترسید که شاش بند شد میفهمی؟؟؟

  197496

این یکی خاطره گریه داره

من عادت دارم وقتی کسلم وای میستم جلوی اینه ادا اطفار (اگه غلط نوشتم پوزش) در میارم و جوادی میرقصم ی روز داشتم این عمل شفیع رو انجام میدادم ک سنگینی ی نگاهی رو حس کردم برگشتم با نهایت بدشانسی مادر شوهر خواهرم رو ک از قضا مادر مخاطب خاص منم هست
رو مشاهده کردم

ب نظرتون این هفته میان خواستگاری یا هفته بعد؟

  197467

امروز تو مدرسه مون زنگ ریاضی معلم یه مسئله نوشت با این مضمون:
انتگرال سه گانه رادیکال بیست و پنج با فورجه چهار و توان دو به اضافه ده تقسیم بر انتگرال رادیکالی با فورجه سه و عدد زیر رادیکالی بیست و هفت به توان چهار را به دست آورید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
منم گفتم ببخشید آقا مگه خودتون بلد نیستین؟
معلم هم گفت آره بلدم
منم گفتم پس چرا وقت کلاسا میگیری؟
جاتون خالی بچه ها که رفتن رو هوا
منم رفتم رو هوا فقط با لگد معلم:))
آقا به خاطر تک تک این کلمات کتک خوردم پس لایک کنید.

  197463

یادمه یکی از بچه های کلاس ما خیلی قشنگ میتونست ادای فردوسی پورو در بیاره .بعد ما شماره دبیر فیزیکمون رو پیدا کردیم رفتیم با تلفون عمومی زنگ زدیم بهش حالا دیالوگ رو نیگا:
دوستم:(با لحجه فردوسی پور)سلام خدمت شما .شما تو برنامه 90 برنده جایزه شدید
دبیر ما:اااا سلااااام آقای فردوسی پور وای خیلی خوسحالم من شما رو خیلی دوست دارمممممم.همیشههههه برنامه شما رو نگاه می کنم
دوستم دیگه نتونست تحمل کنه پا تلفن ترکید از خنده. قطع کرد......دبیرمون تا یه هفته قیافش شبیه کسایی بود که شکست عشقی خورده بود...

  197459

آقایون داداشایه بار برا عید دیدنی رفتیم خونه عمم(هوی خودتی)گرم حرافی بودیم در زدن بععععععلععععه مام برااینکه خوی نشون داده باشیم رفتیم در حیاط رو باز کردم که یه گله دالتونه سانتی مانتال اومدن تو حالا اینجارو باش که بلندترینشون 190 بود که طی مراحال دراوردن کفش و کلیپس شد 140 منم برا اینکه قمپضی در کرده باشم گفتم واقعا حیفه با این قدت دختر شده اگه پسر می بودی از سربازی معاف می شدی لا اقل یه سگ پا کوتاه که دیگه می شد این حرفا همانا و برخورد کلیپس ها به سرم همانا آخرشم مجبور شدم همه عیدی هامو بهش بدم تا از شرش خلاص شم
در ضمن 6 باره پستم تایید نمیشه اگه این نشه دیگه نمیفستم هااااااااااا

  197415

خواهرشوهر عمه ام کتلت درس کرده گوجه نداشته واسه کنارش کیوی سرخ کرده!!!!
وقتیم ازش میپرسی کیوی چه ربطی به کتلت داره؟
میگه:وقتی سامان گلریز موز سرخ میکنه منم کیوی سرخ میکنم!!!!!
تازه این یه نمونه از ابتکاراتشه!!!!!!
ینی من دلم واسه شوهرش کبابه ها!!!!!!!!!!!!

  197414

عاقا یکی از دوستای شوهرعمه ماکه مال یه شهر دیگه بود اومده بوده خونشون مهمونی.حالا مکالماتشون:
یارو:ما تو کاشان یه میوه جدید خوردیم
عمه ام:جدی؟؟؟؟؟؟؟؟چی بود حالا؟
خانوم یارو:کلم قمری‌:))
عمه ام:نههههههههههه؟؟اینو چیجوری خوردین؟؟؟؟
خانومه:هیچی دیگه پوس کندیم خوردیم.چندتاشم که سفت بود سرخ کردیم. چندتاشم مربا کردم.فامیلامونم خیلی دوس داشتن
عمه و شوهرعمه ام :)))))))))))
شوهرعمه ام:اون که میوه نیس.یه جور کلمه ما باهاش خورش درس
میکنیم.کسی خالی نمی خوردش که!!!!!!
یارو و خانومش :0
عمه امو شوهرش‌:))))))))))
نتیجه اخلاقی:وقتی میرین یه شهر دیگه جوگیر نشین که همه خوراکیاشونو امتحان کنین!!!!!!!!!!

  197401

داخل حموم داشتم با تمام احساسم از مجید خراتها میخوندم و به این فکر می کردم که : ای خدا چی میشه این بار از حموم بیام بیرون و ببینم همه ی خونوادمون نشستنو دارن با تمام وجود گوش می دن و لذت می برن....
تو همین فکر بودم که دیدم بابام با صدای بلند داد زد و گفت: بابا تویی من فکر کردم شبکه مستند جنگ میمونا رو گذاشته!!!
همینو که گفت نمی دونم چی شد یههو دهنم پر از کف شد! بقیه ترانه رو هم یادم رفت!
خداییش واسه شما میخونم ببینید واقعا این قد بد می خونم،
کجا می رید شوخی کردم برگردید !
خدایا نیمه ی گمشده ی من کجاسس؟

  197381

سیزده سالم بود یه روز که با موتور داشتم میرفتم یه پیرمرد 60 ساله را سوار کردم وقتی پیاده شد گفت درعوض اینکه مرارساندی من هم تورا یه نصیحت می کنم که حاصل شصت سال عمر منه
گفت :
.
.
.
.
.
.
.

پسرم هیچ وقت با شکم خالی و ناشتا سیگار نکش !!!!!!!!!!!
توجه کنید به یه بچه سیزده ساله چه نصیحتی تازه حاصل شصت سال عمرش بوده!!!!!!

  197345

یه بار سرکلاس انقد تخس بازی در آوردم معلممون گفت:پاشو گمشو بیرون،تو با کارات به ساحت مقدس کلاس توهین میکنی
منم هرهرهر خندیدم وبا اعتماد به نفس کامل گفتم:شما انقد بی سوادی به ساعت میگی ساحت!!!:))))
شنیدم زیر لب زمزمه کرد خدایا زجرکشم میکنی؟!!!
بیچاره:D

  197336

دیروز کنفرانس داشتم
از همون اول کلاس استرس داشتم , سه نفر ارائه دادن ,آخرای کنفرانسِ نفر سوم بود بعدش نوبت من بود
تو فکر یه راه بودم که استرسمو ندید بگیرمو اینا.. گفتم برم دستشویی شاید خوب شم.
رفتم جاتون خالی استرس و اضطراب و ...همه اش از بین رفت!!!
با روحیه ای توپ رفتم سرکلاس که ارائه بدم
دیدم استاد رفته!!!
هیچی دیگه منم ارائه ندادم.
.
.
.
.
.
.
.
نتیجه : در مواقع استرس برید دستشویی^_^
نکته آموزشی*_*

  197333

این پست از زبون خواهرم
تو دانشگاه بعد از تشریح جنازه حیون زنده رو تشریح میکنن ی مدت قورباغه رو تشریح می‌کردیم برای اینکار باید اول
قطع نخاعش کرد ی روز ک نوبت من بود ک فلجش کنم غورباغه از دستم در رفت افتاد رو یکی اونم جیغ
زد بقیه ترسیدن غورباغه ها رو ول کردن اونام سریع فرار کردن و تو کل دانشگاه پخش شدن جالب اینکه چون پنجره‌ها باز بودن یکیشون رفته بود تو دستشویی ماهم نتونستیم پیداش کنیم یکی از اساتید عزیز ک رفته بود اتاق فکر فهمیده بود