n

negin74

@neginooo · ۲۵ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۷ رأی)

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

دختره 12سالشه عکس دستِ خطخطی شدشو گذاشته نوشته خسته ام از این زندگی...
پسره 13سالشه عکس بالاتنه برهنشو0_o گذاشته نوشته ما آسیم خاصیم فلانیم بیساریم..
من هم سن اینا بودم با تفنگ آبپاش میفتادم دنبال داداشم که بکشمش آخرش هم دو تا اردنگی میخورد�
مثله بز میخندیدمو یورتمه میرفتم^_^

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

دیروز کنفرانس داشت�
از همون اول کلاس استرس داشتم , سه نفر ارائه دادن ,آخرای کنفرانسِ نفر سوم بود بعدش نوبت من بود
تو فکر یه راه بودم که استرسمو ندید بگیرمو اینا.. گفتم برم دستشویی شاید خوب شم.
رفتم جاتون خالی استرس و اضطراب و ...همه اش از بین رفت!!!
با روحیه ای توپ رفتم سرکلاس که ارائه بد�
دیدم استاد رفته!!!
هیچی دیگه منم ارائه ندادم.
.
.
.
.
.
.
.
نتیجه : در مواقع استرس برید دستشویی^_^
نکته آموزشی*_*

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

دیروز یه شماره زنگ زد به گوشیم ، فکر کردم مزاحمه جواب ندادم ....
نزدیک به هشت نه بار زنگ زد ، یه صفحه فوش نوشتم فرستادم براش ...!!!
شمارشو گذاشتم بلک لیست و با خیال راحت به ادامه زندگیم پرداختم .
امروز رفتم دانشگاه
بچه ها گفتن کجا بودی تو ؟ فلانی دنبالت می گشت ، میخواست اسمتو بده مسابقات بسکتبال استانی !
شمارشو گرفتم زنگ بزنم ، فهمیدم همون مزاحمس ...
با دهانی باز و چشمانی اشکبـــار به بخت خودم چند تا فوش خوشگل فرستادم ...
هر چی زنگ زدم جواب نداد
نتیجه : نشد دیگه قسمت نشد غصه نمیخورم فدای سرم .
اعتراف می کنم اگه بیل گیتس هم به من زنگ بزنه واسه همکاری ، باز همین کارو می کنم ^_^

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

دلم گرفته بود
تو فکر بود�
یه آهنگ غمگینم گذاشته بودم و تو فاز دپسردگی بود�
که ناگهان
.
.
.
.
.
داداشم کوبید تو سرم و هرهر خندید و در رفت ...!!!
پاشدم ، شلوارمو محکم کردم و افتادم دنبالش
دمپایی رو پرت کردم که بکوبم تو سرش
شانس ندارم که (نشونه گیریم عالیه ها )
خورد تو گلدونه مامان�
مامانم با کفگیر افتاد دنبالمون ...
فاز غم و دپرسی به ما نیومده ، پاشم برم پی کارم ،

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

میشه یکی کمکم کنه
بعد از تلاش های بسیار نیمه گمشدمو پیدا کرد�
بهش بگید بیاد خاستگاری
آخه به حرفای من هیچ عکس العملی نشون نمیده ...!!!
اینم آدرسش
Bruno Bellini
تو کالکشن وایساده قیافه گرفته ^__^
مهریه و خونه و ماشینم نمی خوام !
مهم خودشه ، بعــــله اینجوریاس

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

الان یه ربع بع 12 ظهره ، تو خونه تنهام .
از نیم ساعت پیش یه صداهایی میاد
یهو هواکش توالت روشن می شه ، بعد خاموش می شه !
از آشپزخونه صدای ظرف میاد !
کنار گوشم یکی ها می کنه !
انگشت پام یهو می سوزه !
فکر کنم جن ها داشتن تغییر دکوراسیون می دادن خورده به پام o_O
جن ها منو آدم حساب نمی کنن ،دارن به کارای روزانشون می رسن !!
من اضافی ام ، بهتره برم بیرون تا راحت باشن ...!!!
آخ آخ چشمم سوخت .
فکرکنم انگشت کرد تو چشمم نامرد ،باشه نمی رم :|

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

4جوک است دیگر
.
.
.
.
.
.
آخه این چه سایتیه ؟ هان ؟
.
وقتی اعصابم داغونه و عصبانیم یاد 4جوک میفتم میام،چندتا جوک می خونم حالم خوب می شه و می رم...
وقتی با خودم حرف می زنم ، یهو جوکای مهدی موحدی و عباس یادم میفته ، خودم و سلول هام خوش حال میشن...
وقتی ناراحتم ، غمگینم ، 4جوک ...
دخترداییم و دوس پسرش دعوا می کنن ، می زنگه میگه توروخدا یه چیز بگو بفرستم براش برگرده ، از اس ام اس عاشقانه ی 4جوک براش می فرستم و آشتی میکنن...
وقتی می گن یه سایت توپ معرفی کن بازم4جوک ...
شب تو خوابمم مدیر4جوک ، بیشتر تلاش کن ! می فرسته...

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

ظهر داشتم ساندویچ فلافل میخورد�
وسطاش بودم یهو یه مو پیدا کرد�
روی صحبتم با اون موی بیشعور نیست
بلکه با اون جوش و چرکیه که اون مو بهش وصل بود...!!
خو لامصب میخوای ساندویچ درست کنی قبلش با اون جوش و موهای حالا هرجای بدنت ور نرو کصـــــافط
.
.
.
.
بدبختی اونجا بود که تو شرایطی بودم که اگه نمیخوردم بد می شد
هیچی دیگه تا ته خوردمش..(اوووق عووووقق)
از ظهر منتظرم بمیـر�
:(

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

مـورد داشتیم.....
این ترم یه استاد خوشتیپ داریم ، تا جلسه قبل بچه ها فکر می کردن این مجرده
انواع آرایش ها ، انواع طرز حرف زدن با ناز و دلبری ،
انواع مانیکور ، پدیکور ، انواع لباسای مارک و ادکلن های مارک و ...
که استاد یه نیم نگاه بندازه بهشون اما
دریغ از یک نگاه ...!!!
این جلسه با استاد ساعت قبلمون دست تو دست دیده شدن
بچه های کلاس افسردگی گرفتن...
.
.
.
.
مـَــرد باس اینجوری باشه
هیچی رو به زن خودش ترجیح نده
حتی اگه زنش مارک نپوشه و ساده باشه

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

فانتزی من اینه
از کشور خارج شم ، تو فرودگاه کشور مقصد بیان دستیگرم کنن
بپرسم : به چه جرمی منو دستگیر کردین؟
بگن : تو یکی از مغز های کشوری ، به جرم فرار مغزها دستگیری
منم با لبخند توضیح بدم : میخواستم 2هفته به مغزم استراحت بدم ،
آب و هوایی عوض کنم ، 2هفته دیگه برمی گردم و در خدمتم^_^
.
.
.
.
.
.
خودم به خودم : خفــــ*ه شو

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

آخه چـــــــــرا ؟؟
ممکنه اتفاقی در بره اما
یه جاهایی نذار در بره خــــــــــب!!!...
غذاهای نفخ دار میخورید نیــــــاید تو مترو ...!!!
نه جای فرار هست نه باد میاد که هوا جابجا شه ...!!
امروز یه نفر کاملا ماهرانه و بی صدا طوری بمب اتمی زد تو واگن قطار مترو که
3نفر جا بجا تموم کردن
4نفر دچار حمله ی تنفسی شدن O_o

م
میگو ۱۱ سال پیش
پیام

دختــــر باس وقتی شوهرش میره سرکار
سریع بدو بدو بره یکی از پیرهنای شوهرشو بپوشه
10مین مونده شوهرش بیاد خونه
بدو بدو بره پیرهن شوهرشو بذاره سرجاش . . .
.
.
.
.
آخرش شوهرش بفهمه زنش چیکار کرده
اما به روش نیاره ^_^
خـــعــــــلی خـــــــوبه . . .

م
میگو ۱۱ سال پیش
جوک

با مامانم رفته بودم خرید.
همینکه وارد مغازه شدیم دیدم چندتا پسر خوشتیپ فروشندن .
قیافه گرفتم در حد لالیگا ، که مثلن من اصلا به شما توجه نمی کنم و از این حرفا...
خلاصه خرید با موفقیت انجام شد اومدم حساب کنم ،
با اخم رفتم سمت صندوق دار
خیلی جدی گفتم : شما صندوقین ؟O_o
پسره گفت : کجام شبیه صندوقه ، مسئول صندوق هستم.
مامانم و دوستای یارو قرمز شده بودن
تا اومدیم از مغازه بیرون مامانم از خنده پوکید ،دوستای یارو رو دیدم دارن میزو گاز میزنن
خودمم دست تو جیب و قدم زنون به سمت افق حرکت کردم . . .

م
میگو ۱۱ سال پیش
پیام

دلم می خواهد عاشقانه های این روزهایم را همه حس کنند. . .
بی صدا قهقهه می زنم به رویش...
لُـــپ هایش را می کِــشم و فرار می کنم ...
اما او فقط لبخند بر لب دارد . . .
مُـــحکم و پــُــر از امنیت ،،، آغوشش را حس می کن�
نــــامش ...
یادش ...
حس بودنش ...
برایم از هر مُِــسَـــکِـنی ، آرامش دهنده تر استــــ...
مقدس و نـــابـــــ است بر زبان آوردن و نوشـــتنش
با قداست می نویس�
خدای عزیــــــزم دوستت دارم