رفته بودم دکتر پوست بعد خانومه امده بود از منشی مطب شماره تلفن همراه جراح بینی مطب کناری میخواست
منشی:شما بگید کارتون چیه من به دکتر خودمون بگم اگه شمارشون داشتن بهشون زنگ بزنیم اجازه بگیریم که شماره بدیم یا نه
خانومه:میخواهیم جراحی ترمیمی بینی انجام بدیم
منشی:تا اونجایی که من میدونم این جراح کار ترمیمی سایر جراح ها رو انجام نمیدن
خانومه:شما بهش بگید چهار نفریم با هم میریم پیششون
منشی:هر چهارتاتون ترمیم دارید!؟
خانومه:بله تو یه روز عمل کردیم
منشی o_O
من و سایر افراد منتظر@_@
حالا.منشی زنگ زد به جراح و شرایط گفت
جراح(تقریبا داد میزد میشد صداشو شنید):مگه بقالی که چونه میزنه چه یکی چه چهارتا فرق نداره انجام نمیدم
خانومه:-)
جراح:-
دماغهاشون:-!
ملت دماغ عمل کنه داریم!؟
خاطرات خنده دار
آقا یه دفعه که داشتم میرفتم خانه ریاضیات سرم پایین بود حواسم اونجا نبود یهو یه یه جفت پا رو جلوم دیدم و سریع ترمز دستی مو کشیدم (از اونجایی که من دخمل خوفیم سرمو بلند نکردم که طرفو ببینم) بعد به راهم ادامه دادم من داشتم از خجالت آب میشدم که پسره گفت حواست کجا بود داشتی میرفتی بغلم ؟؟؟؟!!!!!
هنوزم که هنوزه احساس میکنم اگه یه دفعهمنو تو خیابون ببینه میزنه زیر خنده .
خخخخخخخخه
براچند روزی میخوام برم اردو چمدونمون خراب شده داغون به مامانم میگم حالا من چی ببرم میگه انتظار نداری که بخاطر تو برم صد تومن بدم چمدون بگیرم منم گفتم خو اول اخر که باید بگیری میگه نخرم چند سال دیگه که شوهرت دادم برا تو میخرم هر وقت هم ما لازم داشتیم از تو میگیرم من داشتم تختمو گاز میزدم اخه مادر دور اندیش یا منفعت طلب یا صرفه جویی داریم؟قلفونش برم تنها دلیل زندیگمه به افتخارش بلایک بهترین عشق دنیا دوست دارم
یه روز برادر 9 سالی من اومدم پیشم گفت بیا دختر بازی کنیم
من)::::::::::::::
حالا رفتم دیدم بازیTalking Angela میگه.
خوب حالا برادر من جلو این همه جعمیت دختر بازی چیه نمیگی بیان منو مثل سگ بزنن بگن تو این رو یادش دادی
دیروز دورهمی بودیم داشتیم اسم و فامیل بازی میکردیم رسیدیم به حرف (و) وقت که تموم شد شروع کردیم به نوبت خوندن تا رسید به پسر خالم برا غذا
=I
اگه گفتید چی نوشته بود
واتر پلو با زرشک⊙.o
خدا وکیلی به عقل جن نمیرسه اینو از کجا آورده فقط خدا میدونه
امان از اعتیاد ب 4جوک
من روزایی ک 4جوک بروز نمیشه میرم صفحه قدیمیا جوکای قدیمیشون رو میخونم تا اینکه رسیدم ب عباس مستقیم تا کله رفته بودم تو گوشی نیشمم باااز خواستم ب اجیم بگم مهسا جون ی لیوان آب بم بده بلند گفتم عباس جون و مادر بشنیدندی و من بدبخت شدندی. مامان : چشم روشن عباس کیه? ها?چی بت میگه ک از صبح نیشت بازه?ها?
من:مامی بخدا عباس آقا از بروبچ 4جوکه همین
مامانم:همین ?گیس بریده حالا دوستی اینترنتی برقرار میکنه چ غلطا
اینجا خیابون من در حال پختن ای لاو یو 4جوک
(واقعی)یادم میاد کلاس دوم راهنمایی بودیم که بهمون یه فرم دادن پرکنیم
ما هم همه داشتیم پرش می کردیم که یهو یکی از دانش آموزا از ته کلاس داد زد آقا جنسیت رو بنویسیم شیعه من دیگه حرفی ندارم
ل ا ی ک
ديشب مى خواستم بخوابم تو چشمم مژه رفته بود هركارى كردم هم در نيومد آخر سر بى خيال شدم خوابيدم...
امروز از خواب پاشدم اطراف چشمم پره از اون مايع هاى چشم است...
فکر كنم مژه هه از من نا اميد شد خودكشى كرده ، خودشو تو مايع چشمم حل كرد:|
سلام فور جوکی های عزیز
فک کنم همتون کسایی که اعتماد به سقف دارنو دیدین
یه روزی داشتم کامنت هایی که مربوط به فیلم لو ارفته اقای ضیابود رو میخوندم یکی نوشته بود من نمیفهمم چی میگن لطفا به منم بگین بعد یکی زیرش نوشته بود عزیزم ببین اینا دارن میگن (عزاعزاست امروز غلام گیس مضلومی روی هواست )
حالا اصل شعارم فک کنم بدونید من نمینویسم دیدیت منم ممنوع الجوک شدم
گلاه گیس:-(
سازمان لیگ=-O
استقلال :-
مامانم تعریف میکرد داشت با مامان بزرگم درمورد مسافرتمون میحرفید هی مامانم بزرگم میگه اذق (ذساکن بخونید ق رو هم با فتحه) خیلی ببرید اونجا هیچی نخرید اذق رو یادتون نره بعد از مامانم میپرسم انا منظورش از اذق چی بود ؟مامانم گفت من نفهمیدم فقط بله شو گفتم بعد یه کم فک فهمیدیم منظورش اذوقه بود اخه انا جون زبان خودتو حرف بزن دی ما رو یه ساعت به فک کردن وامیداری (بله ما اذری هستیم) بلایک به افتخار مادربزرگای با حالمون که برکت خونه هامونن
یبار سر کلاس دوم معلممون داشت یه چیزی رو توزیح میداد گفت کی میتونه بگه چرا دستمو بلند کردم گفتم ما بگیم گفت بگو عزیزم گفتم : چرا :////
نیم ساعت کتکم زد بیشعور :(((
یکی از شیطنتای دوران جاهلیتمون با دوستان این بود. (6سالگی):
ی ورزشگاه چمن مخروبه رو همراه حصار کشی بتنی رو فرض کنید ک همه جاش بستست و از بالاش میپریدیم. پر بود از جک و جونور و مهد عنکبوتای قرمز و سیاه و زرد رنگ!
سره ی نخ قیر میزدیم،وارد لونه ی عنکبوت میکردیم- اینا گاز میگرفتن فک میکردن حشره هست و ولش نمیکردن چون میچسبید دیه خو. 4-5تا میگرفتیم و وارد پلاستیک نوشابه خانواده میکردیم هم میزدیم و یکم گیج میشدن، بعد میاوردیم بیرون. با سورنگ سم عنکبوت رو از پشتش(بقولی باسن خخووخخ) میکشیدیم بیرون ، گاهی اوقات ب آدم میپریدن و ترسناک بود واقعا.
3-4تا سرنگ میکشیدیم و ی مایع زرد رنگ بد بو. بعد ببینید کله خرابی و نادانی رو، میرفتیم سره لونه ی مورچه ها و دورشو خندق میکندیم و آب میریختیم دایره وار ک فرار نکنن، سورنگ رو تو لونه ی مورچه ها میزدیم و اینام مثه مور و ملخ لونه رو خالی میکردن و ی سورنگ هم پشتیبان رو سرشون خالی میکردیم و مردنشونو واچ میکردیم و لذت داشت! ج ا ه ل ی ت... باشد ک خدا مارا ببخشد
این خاطره ازمامانم:
۱۷سالش که بوده روستازندگی میکردن
پسرای همسایشون ازشهربرای دیدن فک وفامیلشون اومده بودند
داییام کوچیک بودن پشت دسشویی آتیش درست کردند
مامانم آفتابه که نزدیک ترین وسیله بهش بوده روبرمیداره سریع میره توکوچه ازجوب آبش میکنه ومیدوعه طرف دسشویی: /
پسرای همسایشون این صحنه روکه میبینن وسط کوچه تشنج میکنن:((
مامانم تادوهفته که اونامیرن ازخونه بیرون نمیره:)
تازگی ها اهنگ اس ام اسمو صدای سوت گذاشتم حالا واکنش خانواده به این صدا
وقتی پیام میاد
مامانم خطاب به ابجی کوچیکم(برا خودش ابر گودزیلایی فک کنم فقط شما ۴جوکی ها درک میکنید چی میکشم از دستش حالا بقیه داستان) نازنین برو ببین بابات چی میگه داره سوت میزنه من:-)
مادربزرگم :ساکت باشین انگاری یکی تو حیاط داره سوت میزنه باز من:-)
خالم:(البته بابام خونه نبود ) الی پاشو چادر بیار بابات اومد و همچنان من:-)
بابام خاک تو سرت با این اهنگت
عمم:یه لحظه حرف نزنین یه صدای مشکوک شنیدم و دوباره من:-)
گوزیلامونم که هر وقت این صدا میشنوه صد بار میپرسه اون کی بود
اقا یه بار مدرسه ام دیر شده بود امتحان هم داشتم.سوار تاکسی شدم و رانندش یه اقای جوونی بود منم اصلا نگاه نکردم(فهمیدین من چشم پاکم یا بیشتر توضیح بدم؟)یهو اقای راننده که پرسید
مسیرتون کجاست نگاه کردم تو اینه....هنگ کردم....یعنی هنگ کردما....بععععععععله.....اقای راننده ابرو هاش رو برداشته بود اونم چی؟ ناااااااااازک یعنی مثل نخ…من که دختر م اصلا دست به ابروهام نزدممم
.
.
.هیچی دیگه کلی شرمنده خانم راننده شدم!خخخخخ
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531592317










