دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 223029

تاریخ انتشار : تير 1395

یکی از شیطنتای دوران جاهلیتمون با دوستان این بود. (6سالگی):
ی ورزشگاه چمن مخروبه رو همراه حصار کشی بتنی رو فرض کنید ک همه جاش بستست و از بالاش میپریدیم. پر بود از جک و جونور و مهد عنکبوتای قرمز و سیاه و زرد رنگ!
سره ی نخ قیر میزدیم،وارد لونه ی عنکبوت میکردیم- اینا گاز میگرفتن فک میکردن حشره هست و ولش نمیکردن چون میچسبید دیه خو. 4-5تا میگرفتیم و وارد پلاستیک نوشابه خانواده میکردیم هم میزدیم و یکم گیج میشدن، بعد میاوردیم بیرون. با سورنگ سم عنکبوت رو از پشتش(بقولی باسن خخووخخ) میکشیدیم بیرون ، گاهی اوقات ب آدم میپریدن و ترسناک بود واقعا.
3-4تا سرنگ میکشیدیم و ی مایع زرد رنگ بد بو. بعد ببینید کله خرابی و نادانی رو، میرفتیم سره لونه ی مورچه ها و دورشو خندق میکندیم و آب میریختیم دایره وار ک فرار نکنن، سورنگ رو تو لونه ی مورچه ها میزدیم و اینام مثه مور و ملخ لونه رو خالی میکردن و ی سورنگ هم پشتیبان رو سرشون خالی میکردیم و مردنشونو واچ میکردیم و لذت داشت! ج ا ه ل ی ت... باشد ک خدا مارا ببخشد