از اون جایی که تو خونمون همه چی سر جا خودشه یه بار داشتم بکوب دنبال متر تو خونه میگشتم و هی سراغشو از مادرم میگرفتم و مادرم هم طبق معمول میگفت اونجاس(0.0)برو بردار
خلاصه تلفن زنگ زد یکی از دوستا مامانم بود که اسمش میترا خانم بود و مامانم باهاش تعارف داشت یهو مامانم هحول کرد گفت سلام متری خانم!!!!
من که داشتم پله ها رو با دندونم گاز میگرفتم و میرفتم بالا از بس خندیدمD:
خاطرات خنده دار
راسته به غرعان رفته بودم سالن داشتم پشت ممحوطه میشوتیدم هلم دادان عاغا پا شدیم ایستادیم من پشت توپ بودم و دوستم در گوشی گفت من میپرم تو بزن هیچ کس هم به جز من اینو نشنید این رفت شوت زد توپ رفت بیرون منم عصبی بهش گفتم چرا زدی با اعتماد به نفس کامل برگشته میگه میخواستم غافلگیرشون کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من :|
خودش:=))
استکبار جهانی:|
بیل گیتس:|
سازمان بهزیستی :|
یه چند تا سوتی دادم براتون لیست میکنم
4رخت دست(4دست رخت)
مثل برفک صاف
شبی یک هفته
پیامک بدون خالی
تلفنشون خونه نداشت(خونشون تلفن نداشت)
آخیش راحت شدم چقدر احساس سبکی میکنم...
حالا ما هر روز تیپ سال پنجاه و هفتی میزنیم یکی بهمون نمیخوره همین که تیپ جلف میزنیم رفتن رییس دانشکده را میبینیم سوارمون میکنه میرسونمون دانشکده(طرف خیلی مذهبیه)برگشتن هم استاد برنامه نویسی میخوره قدمون سوارمون میکنه
!!!؟؟؟؟؟
کلا بدشانسم من....
فقط بدشانسا لایک کنن
همکلاسیم باهام کل داشت گفتم حالتو میگیرم.
گفت نمیتونی
منم یه روز سر کلاس شلوغ استاد هم بود از این سر کلاس صداش زدم مهدی نامزدی کردی نمیخوای شیرینی بدی؟
خلاصه هیچ مجبور شد همه رو دعوت کنه بوفه دانشکده..اینا هم خو مث وحشیا تا تونستن همه چی خوردن تازه یه چیزایی هم ورداشتن واسه بعد
فک کنم ورشکست شد طرف
چنین مخی هستم من!!!!
بچه بودم بابام گفت بشین موهاتو آلمانی بزنم. گند زد تو سرم مجبور شد از ته بزنه بعدش گفت طوری نیست حالا آمریکایی شد!!!
من:|
وایییییییییی اینی که میگم آخر آبروریزیه.
قبلنا که آیفون تصویری نبود یه بار نزدیک عید زنگ خونمونو زدن من برداشتم گفتم کیه؟؟
گفت مامور شهرداری هستم میشه عیدی مارو بیارین؟؟!!
حالا صدای این بنده خدا کپی صدای پسر داییم بود.منم فکر کردم داره دستم میندازه.خیلی با ناز برگشتم گفتم:
ببببببببببببببببببللللللللللللللللللله
چرا نمیشه.بفرمایید تو در خدمت باشیم
اون بنده خدا هم با خنده گفت:خیلی ممنون مزاحم نمیشیم
حالا من بلند تو خونه داد میزنم مامان امیر اینا اومدن.مامانم رفت دم در اومده میگه ندااااااااااااا اینا که مامور شهرداری بودن.بنده خداها از خنده وسط کوچه دارن زمینو گاز میزنن!!!!!!!!!!!!!!!
قیافه من :-d
قیافه مامانم به خاطر داشتن دختری مثل من:-(
قیافه مامورین زحمتکش شهرداری:))))))
رفته بودیم خونه پسرداییم اینا.پسر دائیم داشت با آب و تاب درباره استخری که به تازگی رفته بود صحبت میکرد.
صحبتهای گرانبهایش:آره آقا داشتم میگفتم این استخری که رفتم عالی بود.همه چی داشت.
سنو هم داشت.
من:جااااااااااااااااااااااااااان!!!
داداشم:اااااااااا؟؟!! هادی مگه حامله هستی ما نمیدونستیم
من:منظورت سونا بود دیگه:))))))
زن پسر داییم:عزیزم بیا کارت دارم
کل فامیل در اون :))))))))
پسر داییم:((((
عاغاااااااااااااا مدیونتم اگه دروغ بگم
بچه که بودم وقتی کارتون با خانمان رو نگاه میکردم منظورم تیتراژه شروعش هاااااااااااااا
بعدش میدویدم تو کوچه دنبال این قاصدکا میگشتم تا منم پرواز کنم
ما کجا با این عقلمون و این دهه هشتادیا کجاا
میخوام یه اعتراف بکنم
بچه که بودم یه چلوکبابی نزدیک خونمون بود تابلو زده بود: "چلوکباب تختی"
من فکر میکردم چون کوبیده رو بادست تخت میکنن حتما منظورش از چلوکباب تختی کوبیده ست!!!
مخی بودما!!!!!!!
اقا من واسه تموم استادا دانشگاه اسم گذاشته بودم ی استاد داشتیم سیبیلای بلندو تاب خوردی داشت که بهش میگفتم سیبیل قشنگ
ی بار یک نمره میخواستم که باید بهم میداد رفتم جلوش خواستم بگم اقای محمدی)اسم اصلیشه(از دهنم در رفت گفت اقای سیبیل قشنگ کل سالن دانشگاه رفت رو هوا اون ی نمره هیچ که نداد فرداشم سیبیلشو زد!!!!
چند وقت پیش یکی از فامیلامون واسمون کارت عروسی بچه اشو آورد. منم خودم تنها خونه بودم,کارتو بهم داد و گفت خوشحال میشم تشریف بیارین سرافرازمون میکنین. منم گفتم: اگه قابلتون بدونیم تشریف میاریم. زنه همچی چششو واسم سفید کرد که از ترس مردم.
چیه خوب ? خیر سرم خواسم مودبانه حرف بزنم
یادش بخیر بچه بودیم تو ماشین خوابمون می برد هر چی صدامون می کردن خودمونو می زدیم به نشنیدن که بابامون مجبور شه تا دم تختمون بغلمون کنه ببره. چه حالی میداد!
یاردش بخیر
از طرف مدرسه یه بار ما رو بردن سینما.. اونم فیلم "رنگ خدا"
الان که فکرشو میکنم میفهمم چرا نسل ما به افسردگی رسیده... :(((((
با رفیقم که اسمش مهدی تو مترو بودیم . این رفیقم (خیلی مرض داره) رفته این زنگ های مترو که می زنی میتونی با راننده صحبت کنی رو زده میگه : آقا در و بزن اومدم قبض آب و بنویسم !!!!!!
فقط این و بگم که واگنی که ما توش وایساده بودی رفت رو هوا !!!!!!!!!!!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531690346










