جای عکسات و رو دیوار قاب میگیر�
یکی از همین شبا دیگه میمیر�
اینقده اشک می ریزم رو جای پاهات
که همه بپرسن اون چی کرده باهات
خوب زدی شکستی دل رو نازشستت
حالا طفلی توی تاریکی نشسته
قول میدم به روت نیارم چی کشید�
تو فقط برو بهت هیچی نمیگ�
تو فقط برو بهت هیچی نمیگ�
این همه خاطره رو کجا بزار�
هر کی که بپرسه می گم دل بریدی
میگم این همه تمنا رو ندیدی
شاید اون دلت بخواد و غیرتی شه.
قرارمون نبود بری
قرارمون نبود بری چشمامو تنها بزاری
یه ردپای عاشقی روی دلم جا بزاری
قرارمون نبود بخوام تو حسرت عشق بمون�
شعرای بیوفایی رو قرار نبود تا بخونم