اول راهنمایی که بودم مد افتاد توکلاس که25,26میشدیم همه کلاس، موم(زنبور)میاوردن واسه بازی های ساکت حین درس گفتن دبیر محترم!!!!!!!! : ))))
سر کلاس جغرافی بود شیطونی منم گل کرد ؛ )
موم زنبور مال خودم کم بود از بچه ها یکم دیگه موم قرض کردم ،یه عینک با چهار چوب دایره ای درست کردم زدم چشم،ردیف جلو بودم ؛سرمو برمیگردوندم عقب ، همه نیمکتا جویده شده بود جلورو هم که برمیگشتم سرمو مینداختم پایین معلم نبینه،
آخر فهمید نه میتونست بخنده نه عصبانی بشه،صدا کرد جلو چون بچه درسخون(خر خون نگفتم عزیزم)بودم یه پس گردنی آروم زد. :))))))
دانش آموزی هایی بودیم ما