سلام.اولین پست من:
بادوستم رفته بودیم بیرون توماشین شروع کرد ماجرای دیشبشو گفتن؛
میگه دو روز پیش تومحلمون یه پیرزنو باماشین زدن بیچاره فوت کرده بعد دیروز ساعت 12:30شب در خونشونو میزنن رفته بیرون دیده چراغ گردون و اینا، پلیسه میگه بیا چنتا سوال داریم رفته ببینه چی شده بعد باباش میادبیرون میگه:یا خدا ینی باز چیکار کرده این الدنگ؟؟؟؟؟؟؟.بعد خطاب به دوستم:خاک توسرت!
دوستم :( ؟؟؟؟؟؟
بعد داداشش. اومده میگه:میدونستم بلاخره ادم بشو نیستی میگیرنت:)
بعد مامانش بادادو جیغ میگه:جناب سروان التماست میکنم بچمونبرین اون کاری نکرده. و التماس و زاری و اینا.
-به صدای اونا کل محل ریختن تو کوچه-
آخر سرم کاشف به عمل میاد که بعد 2روز کسی دنبال پیرزنه نیومده اومدن تحقیق فک و فامیلش.
تو اون لحظه مردم محلشون:درازکش رو زمین :-)))))
منم توماشین از خنده کشیدم کنار از درد خنده شکمم درد گرفته،و اشکم در اومده.
واقعا فک و فامیله دوستم داره :))))))))قضاوت باشما!