با خالمینا و داییمینا رفتیم مشهد (قسمت شماهم بشه ایشاللا) ؛حالا داشته باش:
من به معیت 2 تا پسر خالم با داییم رفتیم پابوس زیارت حرم، حالا پسر خاله کوچیکم داییمو انداخته جلو ،فشار پشت فشار(با آرنج) :))) ،بیچاره داییم جزقالش دراومده دادو هوار که؛ "آغغااآ فییشااآر نده "
بیچاره مثلا با ما رفته بود که از 3جهت هواشو داشته باشیم که بدبخ زیاد بهش فشار نیاد.
یعنی کصافت پسر خالم اون دو/سه روز بدجور سوروسات خندمونو فراهم کردا.
فک فامیله داییم داره واقعا