تاریخ انتشار : فروردين 1392
با هم سر جلسه امتحان بودیم . من جواب سوال ها را نمی دانستم . عرق کرده بودم . اما او تند تند جواب ها را نوشت ، برگه را داد به مسئول جلسه ، بعد به من گفت : « قبول شدم »
صبح که بلند شدم نمی دانستم تعبیر خوابم چیست . فردا که خبر شهادتش را شنیدم ، فهمیدم که قبول شده .











.gif)
.gif)