دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 39298

تاریخ انتشار : دي 1391

باور کن گلم!
من همان زینبم. همان زینبی که ،زیر آفتاب نگاه تو گرم میشد..
همان زینبی که از طنینِ صدایِ تو جان می گرفت..
همان زینبی که روزش را با زیارتِ تو آغاز میکرد و شبش را چراغِ یاد تو به پایان می بُرد..
باور کن همان زینب،همان خواهر.. چــهـــل روز است که تو را ندیده..
بلند شو برادر گلم.. چرا جوابم را نمی دهی؟تو که همیشه به احترامِ حضورِ من می ایستادی..
حالا چه شده که جوابم را نمی دهی؟
آه.. چه توقعی دارد زینب از تو.. آخر تو که......
چه کشیدم برادر! فقط یادو نامِ خدا و تو ،جدمان و پدر و مادرمان قوتِ قلبمان شده بود..
اَمان از تاریکیِ شام.. ستاره ی سه ساله ی تو آنجا را روشن کرد.. در این چــــهــــل روز یک لحظه نوازشِ صدایِ تو گوشم را تنها نگذاشت..
دستِ حمایتت را بر روی شونه هایم احساس می کردم و یک آن خودم را بی تو ندیدم....
یا حســیــن(ع)،یا زیـنـب(س) مقدس ترین عشقِ دنیا در دل شماست..
"یا لثارات الحسین(ع)" اربعین حسینی بر عاشقان تسلیت.