صبح زود بیدار شدم برم به کار و زندگیم برسم، تو خیابون دستکشم رو درآورده بودم، داشتم آهنگهای خاطره دار رو رد میکردم برن،مثلا یه روز از بند خاطره ها آزاد باشم.
یهو چشمم افتاد زیر یه پراید؛ دیدم یه گربه پخش زمین شده.. اول فکر کردم خوابیده، بعد دیدم چشاش بازه اما حرکت نداره..
دستکشم رو دستم کردم،چک کردم، دیدم مرده.. هنوز خشک نشده بود ،تازه مرده بود. آثار تصادف نداشت..شاید از سرما...
آتش نشانان اینجوری اند. نسبت به حیوونات هم احساس مسئولیت دارن..
دستکشم رو انداختم دور، هیچی دیگه روزم خراب شد..خیر سرم میخواستم یه روز نو داشته باشم. رفتم سراغ آلبوم مجید..... .
نمایش مطلب شماره 35949
تاریخ انتشار : آذر 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
13143
بازدید دیروز: 112238
کل بازدید: 531830980
بازدید دیروز: 112238
کل بازدید: 531830980










