تاریخ انتشار : آبان 1392
باتومن بودن را،زندگی را،شوق را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی را می نوشم؛
باتو،من درخلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،غرقه فریادوخروش وجمعیتم؛
درختان برادران من اند،وپرندگان خواهران من اند،وگل ها کودکان من اند،واندام هرصخره مردی ازخویشان من است و
نسیم هاقاصدان بشارت گوی من اند و
بوی باران،بوی پونه،بوی خاک،شاخه های شسته،باران خورده،پاک
همه خوشترین بادهای من،شیرین ترین یادگاری های من اند...دکترشریعتی ازکتاب هبوط درکویر...











.gif)
.gif)