دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 121467

تاریخ انتشار : آبان 1392

من همون جزیره بودم..خاکی و صمیمی و گرم.. واسه عشق بازیه موجا،، قامتم ی بستر نرم،، ی عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا،، ی نگین سبز و خالص روی انگشتر دریا.. تا ک یک روز تو رسیدی روی قلبم پا گذاشتی.. قصه های آشقی رو تو وجودم جا گذاشتی.. زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیرو روشد واسه داشتن عشقت همه جونم آرزو شد.._ استاد قمیشی)