تاریخ انتشار : خرداد 1392
بچه بودم گودزیلایی بودم برا خودم( تازه دهه هشتادی هم نبودم ) . میرفتم دم سوپر مارکت به مجتبی 4 تا 25 تومنی میدادم میگفتم یه اسکناس 100 تومنی بهم بده . بعد دوباره 100 تومنی رو میدادم بهش میگفتم یه پفک بهم بده . زاغا طرف میفهمید سر کارش گذاشتم دنبالم میکرد از مغازه بیرونم میکرد . تازه میرفت گزارش بدجنسی هامو به داداش بزرگم میداد .











.gif)
.gif)