تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
منوپسرعمم وقتی تو سن این گودزیلاهابودیم .....یه روزشیرجه رفتیم زیر کرسی خونه مادر بزرگم که براساس اخرین اخبار ازدمای جهنم چند درجه گرمتر بودوشروع کردیم به بازیه شیرینه پاشیدنه پودرقندتوسروصورت هم!!
تمام پودر قندها اب شدن همانا و چسبیدن ما به لحاف کرسی همانا!
اخرشم مارو با کاردک وبیل از لحاف جدا کردن....
واسه خودمون گودزیلایی بودیم ایا؟!











.gif)
.gif)