دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 54930

تاریخ انتشار : اسفند 1391

چند روز پیش داشتم با سرویس مدرسه میومدم خونه ، که یکدفعه دیدم 7 یا 8 تا موتور پشت یک وانت پلیس دارن اسکورت میکنن !
خلاصه ما با سرویسمون از کنار یکی از این موتوریا رد شدیم ، منم رو کردم به یکی از سرباز ها و داد زدم و گفتم : مگه نگفتم امروز دنبالم اسکورت نندازید ، خسته شدم از این اسکورت بازی ، میخوام مثل مردم خاکی باشم ! اه ...... ! بعد زدم زیر خنده !
یکدفعه نفهمیدم چی شد دیدم یارو به شوخی هفت تیر جیبی اش رو به سمتم گرفت ! یعنی گرخیدما !
بعد زد زیر خنده و رفتش !
مردشور شوخی ات رو ببرن ! بهم ریختم ! چه طرز شوخی هستش ! بی جنبه ... .