دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 45757

تاریخ انتشار : بهمن 1391

تو بچگیام چند روز گریه کردم تا بابام واسم یه ساندویچ بخره.بعداز اینکه چشام داش کم کم کور میشد از گریه بابام قبول کرد و واسم یه ساندویچ همبرگر گرفت ولی نصفشو خودش خورد بقیه شو که من داشتم میخوردم انگار دنیا مال من بود
یادمه اون شب نتونستم بخوابم از خوشحالی
ولی حالا این بچه های لامصب چه امکاناتی که ندارن
فدای دل مهربون بابام