دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 36976

تاریخ انتشار : دي 1391

رفته بودیم مسافرت تو پارک چادر زدیم خلاصه خواستم برم دستشویی عجله داشتم دیدم یه پیرمردی جلو مو گرفت که اول باید پول بدی 100 تومن میشه بعد بری تو منم گفتم خرد ندارم جون ننه ات بزار برم تو دوستم میاد ازش میگیرم
کارم تموم شد از دوستم 200 تومن گرفتم دادم به یارو گفتم 100 تومنم برا خودت برگشته مثله کپک (پينيسليوم) تو چشمام زل زده میگه ما از این پولا از گلمون پایین نمیره یا 100 تومنتو بگیر یا یک بار دیگه برو دستشویی بی حساب بشیم
اخه من به این شیزوفرنی چی بگم
چه به اون موقع که داشتم منفجر میشدم بیخیال نمیشد چه به الانش
برم معتاد شم از دست این ادمااا