S

Shik-0-p!k

@k0omeil · ۲۲ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

این دانشگاه پیام نور ما اینقدر داغونه که نگوو::::
یک ساختمون دارن میسازن 5 طبقه ... طبق اخرین امار بدست اومده کلنگش رو سال 1370 زدن تا الان که این پست رو که میزارم شاید 60%پیشرفت فیزیکی داشته
با یک حساب سر انگشتی فکر کنم نسل های بعد از ما میتونن ازش استفاده کنن
والااااااااااااااااااااا
کلا یک کارگر هم توش بیشتر کار نمیکنه :DDD
نمیدونم کل دانشگاه های پیام نور اینجوری هست یا فقط از شانس ماست!!!
مسئولین 4JOK رسیدگی کنی

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

یه بار از مدرسه مرخص شده بودیم با دوستم بر میگشتیم خونه.
رو کردم به دوستم گفتم بریم یه فلافل بخوریم پولش رو من میدم کرایه ماشین با تو .
اقا فلافل رو زدیم به بدن بعد رفتیم سوار تاکسی شدیم نزدیک خونه که رسیدیم دوستم با اون قیافه انترش رو کرد به من گفت کامی پولم نیست
ما رو میگی:oooooooooooooooooooooo
حالا چه خاکی تو سرمون کنیم من بهش گفتم خودت گند زدی باید خودتم به راننده بگی
وقتی رسیدم نزدیک خونه رفیقم برگشت به راننده گفت مرسی همینجا پیاده میشی�
راننده که واستاد برگشت گفت اقایییییی راااا اا ننن ننده مااا پووو ووو للل نداررر ررر ییمممم( بنده خدا رفیقم رو ویبره بود:d)
راننده هم عصبانی شد برگشت گفت چی چی ندارین هر بار شما سوار میشید پول نمیدید شما یک باند هستید من و میگی در و وا کردم فراررررررررررر
قیافه رانندهههه!!!!
دوستمممممممممممممممممممم
باند عقرب
مافیااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
:d:d:d::d:d

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

یه دوست داشتیم بعضی وقتا زنگ تفریح از مدرسه جیم میزد !!
رو کردم بهش گفتم داداش چرا میری بیرون از مدرسه گفت میرم مال 50 تومن نون میخرم میخور�
اخه کلوچه ها که تو مدرسه میفروشن کمه سیر نمیش�
بنده خدا الان تو این بحران اقتصادی فکر کنم دیگه نون هم نمیتونه بخره
به افتخار اونایی که پول تو جیبی نمیگیرن که مامان و باباشون تو زحمت نیوفتن:(

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

داشتم با کامپیوتر بازی میکرد�
که مهمون اومد واسمون یه پسر بچه کوچیکم داشتن که به معنای واقعی شیطون بود
فرت و فرت پا میشد میومد تو اتاق من موس رو برمیداشت و نمیزاشت بازی کن�
چند تا چشم قوره اومدم دیدم از رو نمیره بعد چند تا اروم زدم پشت دستش دیدم بابا باز دار اذیت میکنه
دفع اخر که دست زد به موس نامردی نکردم یکی زدم پشت دستش که شتلققققققققققققق صدا داد
مامان پسره با مامانم اومدن تو اتاقم ببینن چی شده من که دنبال یک سوراخ موش میگشتم قایم شم خیلی ناجور زدمش اخه از پشت کامپیوتر پا شدم رفتم رو تخت
بعد با کمال ناباوری دیدم پسر (گودزیلا ) نشست پشت کامپیوتر و داره بازی میکنه یعنی سگ جونی بود اخخخخخخخخخ هم نگفت!!!!!
من خودم دیگه از رو رفتممم بیخیال کامپیوتر شدم گفتم با این گودزیلا نمیشه جنگید
فاک و فامیل سگ جونی داریمااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

یعنی چی اخه
از دهشصتیااا محاله از این کارا
رفتم تو یکی از روم های نیم باز یارو 27 سالشه کف روم داره با یک دختر 16 ساله چت میکنه بعدش حالا طرز چت کردنش
(دیالوگ هاشون)
خرس گنده: شلام جوجو
دختر معصوم: علیک
خرس گنده:خوفی اجیج�
دختر معصوم:مرسی تو خوبی
خرس گنده:اوهووم جوجو میای باهم بازی کنی�
دختر معصوم: نوچ!!
خرس گنده:چلااا مگه من شکارت کلد�
دختر معصوم:من دوست پسر دارم ولم کن
خرس گنده : ایششششششششششششش:D
در اخرم مرغ از قفس پرید
بنده خدا کودک درونش فوران کرده بوده.
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
از پشت همین تریبون میگم مردونگیتون از دست ندید پسراا محکم باشید:D:D:D

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

داشتیم میرفتیم قش�
سوار قایق شدیم
بعد یک گروه دختر سوار شدن همه خوشگل و ارایش کرده
مثله این ندید پدیداا پریدن جلو قایق نشستن بنده خدا ها نمیدونستن چه اتفاق تلخی قرار براشون بیوفته
:D:D: تو دلم داشتم میخندیدم بهشون ما ته قایق نشستیم
وسط راه موج زیاد شد جلو قایق 2 متر میرفت بالا شتلق میخرد زمین دخترا رو میگی :D
اااااااااااااه یکی چشماشو بسته بود جیغ میکشید
یکی داشت 14 معصوم و قسم میداد
اون یکی خیس شده بود کل ارایش های که کرده بود پاک شده بود خیلی ترسناک شد یهوو
( بسم الله )
کل مسافر ها هم اینا رو نگاه میکردن میخندیدن یعنی اصلا نفهمیدم کی رسیدیم برا ما که خیلی زود گذشت
ولی فکر کنم واسه اونا یه قرن گذشت
حقتونههههههههههههههههههههه
یه بسته تخمک هم داشتم تفریحم کامل میشد

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

چند روز پیش دوستم رو دیدم داشت گریه میکرد رو کردم گفتم مرد چی شده میگه مخاطب خاصم تنهام گذاشت گفتم خاک تو سرت به خاطر یک مخاطب خاص گریه میکنی رو کرد به من گفت احمق:D در مورد من چه فکری کردی بابا از این اشکم در اومد که ایفونم پرید
گفتم چه ربطی داره گفت ربطش به اینه یک ایفون واسم کادو خریده بود حالا دیگه خودش به درک گوشی من از دست رفت,!!!!
دوستا بی احساسی داریماااا

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

رفته بودیم مسافرت تو پارک چادر زدیم خلاصه خواستم برم دستشویی عجله داشتم دیدم یه پیرمردی جلو مو گرفت که اول باید پول بدی 100 تومن میشه بعد بری تو منم گفتم خرد ندارم جون ننه ات بزار برم تو دوستم میاد ازش میگیرم
کارم تموم شد از دوستم 200 تومن گرفتم دادم به یارو گفتم 100 تومنم برا خودت برگشته مثله کپک (پينيسليوم) تو چشمام زل زده میگه ما از این پولا از گلمون پایین نمیره یا 100 تومنتو بگیر یا یک بار دیگه برو دستشویی بی حساب بشی�
اخه من به این شیزوفرنی چی بگم
چه به اون موقع که داشتم منفجر میشدم بیخیال نمیشد چه به الانش
برم معتاد شم از دست این ادمااا

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

سوار تاکسی شدم اخر مسیر رسیدم یک هزار دادم راننده
برگشته میگه خرده ندارم !!! (تو دلم گفتم به من چه )حالا کریه ما میشد 350 تومن برگشته شبیه گربه شرک زل زده تو چشمام نگاه میکنه توقع داره بگم خوب اشکال نداره بقیه اش باشه واسه خودتون منم نامردی نکردم گفتم خوب 1 هزار منو بدید بنده خدا فکر کرد میخوام پول خرد بدم تا داد گفتم 350 باشه طلب شما و سریع محل جرم رو ترک کردم :D
ما اینیممممممممممممممممم:ppppp

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

کلاس سوم دبستان مدرسه علی اکبر بودم زنگ علوم ساعت 14:30 (هوش رو حال کنید) معلم داشت درس میداد یکی از بچه ها بلند شد گفت اجازه بریم دستشویی معلم ما هم عادتی داشت نمیزاشت کسی بره از کلاس بیرون
خلاصه این همکلاسی ما 3 بار اجازه گرفت ولی معلم نزاشت یه چند دقیقه گذشت دیدم مثله قرقی از سر جاش پرید به سمت در کلاس حرکت کرد معلم گفت ههههههههههههههههههههههههههههههووووووووووووووووش کجاا دیدم توجه نکرد به راه خودش ادامه داد اخرین چیزی که یادمه این بود یک چیز قهوی رنگ متمایل به سبز کمرنگ(:دی) از پاچه شلوارش افتاد زمین و دیگر هیچ:D
(دیالوگ معلم با دانش اموز نگون بخت:D )
معلم : چه کار کردی بچه
دانش اموز: به خدا من بی تقصیر�
معلم: این چیهههههههههههه!!!
دانش اموز: ...!!! سکوت بغض
معلم: برو بیرون خفه شدی�
دانش اموز:گریه؟؟؟!!!
معلم : برید خاک بیارید ، پنجره ها رو باز کنید
بچه ها: چشممممممممممممممممممممممممم
همه تو حیاط بودیم دنبال خاک مگه گیر میومد رفتیم بیرون مدرسه
اصلا اوضایی بود بیا و ببین
پسره هم شبیه پنگوئن از مدرسه به سمت خونه شون رفت شلوار عوض کنه
از اون روز معلم دیگه هر کی دستشویی داشت میزاشت بره
واقعا باید اینجوری متنبه بشن معلم های عزیز:D

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

اطراف میکنم دبستان که بود�
همیشه زنگ اخر دیر از کلاس میومدم بیرون
بعدش زیر میزها رو نگاه میکردم همیشه چیزا جالبی گیرم میومد
خودکار،مداد هر چی بگی گچ ها رو هم جمع میکردم:D میبردم باهشون رو درو دیوار مردم یادگاری مینوشتم....
البته بگم قسمت ,وسایل گمشدها نداشت دبستانمون وگرنه من تحویل میدادم .. گفته باشممممممم:D
من چنین ادم فداکاری هستم

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

امروز بابام اومد خونه با یک عالمه مواد غذایی:o
رو کردم به بابام گفتم گنج پیدا کردی برگشت زد تو گوشم
بیییییییییییییییییییییییییییییییییییب
بببببیببببببببببببببببببببب
داره سوت میکشه گوشم :D
گفت پسر اینقدر نمک نشناس نباش من که همیشه میخرم میارم شما مثل مغولا یک ساعت تمومش میکنید .
اخه پدر من حالا نمیخوای تقسیم کنی گنج رو !!!
چرا میزنی :D
میخوام برم معتاد شم :(

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

ديروزظهربه مادرم گفتم نهار چي داريم برگشت ميگه قرمه سبزي منم که عاشق قرمه سبزي هستم موقع نهار وقتي
سفره رو پهن کرد منم با يک حرکت نينجايي از پشت کامپيوترم پريدم سر سفره
هرچی با قاشق دنبال گوشت ها گشتم خبری نبود برگشتم ميگم مادر اين گوشت نداره !!! ميگه هميني که هست ميخواي بخواه نميخواي نخواه اخه يکي نيست بگه مادر من اين ديگه اسمش قرمه سبزي نيست
دستورپخت جديد اختراع کردي:D
بحران اقتصادی در این حد اخههههههههه
اصلا میخوام برم معتاد بشم.....

S
Shik 0 P!k ۱۳ سال پیش
جوک

یک روز صبح سوار سرویس دانشگاه شده بودم چون خونه ما تقریبا تو ایستگاه اول سرویس دانشگاه ست سرویس خلوت بود
منم حوصله ام سر رفته بود گفتم پس برم بشینم با راننده حرف بزنم خلاصه پا شدم رفتم نشستم بغل راننده شروع کردم به حرف زدن بعد از دو دقیقه راننده رو کرد به من گفت امروز اعصابم خورد هست حال حرف زدن ندارم منم ضایع شدم برگشتم ته سرویس نشستم وسط ها راه یک گروه دختر سوار شدن دیدم یکی از دختر اومد نشست بغل راننده و شروع کرد به حرف زدن من منتظر بودم که راننده ضایعش کنه دیدم راننده تا بیخ نیشش بازه و تا اخر مسیر همینجور ی یک کله حرف زدن مردک از اون ریش و موهای سفیدشم خجالت نمیکشید واقعا چی میشه گفت دانشجو مملکت رو ترور شخصیتی میکنی:D