تاریخ انتشار : شهريور 1397
ی بار موقع مدارس زنگ تفریح ما تو حیاط بودیم منم مشغول زور زدن برا خوردن اون میوه ته رانی بودم یکی از دوستامم داش میگفت چ بوی بدی میاد منم ک کلا تو حسرت اون تیکه اخریه بودمو ناامید شده بودم رفتم قوطی و بندازم تو سطل اشغال یهو دوستم داد زد برو بچ فلانی سریع محل و ترک کرد و مارو گوزو فرض کردن
از همینجا ب اون دوست عزیزم میگم ایشاا... تو عروسیت جبران کنم











.gif)
.gif)