عاقا خدمتتون عارض شوم که، من کلاس ماساژ درمانی میرم! D:
بعد ازونجایی که باید تمرین می کردیم، جلسه اول اومدم خونه، شب مامان و دوتا خواهرم رو ماساژ دادم. البته این درسمون ماساژ پا اونم با روغن زیتون بود.
من یه ذره روغن تو لیوان ریختمو بعد از ماساژ گزاشتم گوشه کابینت برای سری های بعد...
عاقا چشمتون روز بدبختی نبینه!
شب بعد برقا رفت !
مادرجونم اینا اومدن خونمون تو تاریکی...بعد مادرجونم گیلاس آورده بود برامون، گیلاسا رو برد تو ظرفشویی بشوره برقا هم رفته... :/
بعد ده دقیقه:
من: خووووووب! حالا که حوصلتون سررفته بشینید ماساژ پا بدم براتون! D:
رفتم روغنمو بردارم که دیدم نیس...
من: ماماااااااااان!!!! روغن من کوووو؟
ننم: اون چشا کورتو وا کن می بینی!
من: نیس ب خدا! :(
مادرجون: روغنه تو یه لیوان نبود؟ میگم چرا وقتی ریختم رو گیلاسا یه چیز چرب ریخت رو دستم تاریک بود ندیدم چیه :/
من:D
ننم:/
پدرجونم *_*
گیلاسا با روغن غنی شده با عرق و بوی گند جوراب #_#
فاطــஜـمهــــ& ...
نمایش مطلب شماره 232707
تاریخ انتشار : تير 1396
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
24239
بازدید دیروز: 20394
کل بازدید: 531544750
بازدید دیروز: 20394
کل بازدید: 531544750










