تاریخ انتشار : آذر 1395
رفته بودیم کوه دوازده ساعت با ماشین رفتیم بالا جراتم نمیکردیم بخوابیم.رسیدم بالا داشتیم پیاده میرفتیم ابجیم تخمه موند گلوش رفتیم اب بیاریم مامانم از پل افتاد پایین .رفتیم مامانو نجات بدیم داداشم پاش گیر کرد تو گل گفتیم اقا برگردیم در ماشین باز شد بابام خدا بهش رحم کرد هیچی دیگه بعد نیم ساعت دوباره دوازده ساعت تو راه بودیم برگشتیم
نازلی کوه نورد :))











.gif)
.gif)