معلم شیمی دبیرستانم اقای محمدی (سلام دکتر)خیلی منظبت بودن ما ساعت اخر توی تمام روزای هفته با ایشون کلاس داشتیم
(تقریبا ساعت یک تا 2)منم به محض اینکه گرسنم میشد سر کلاس یه چیزی میخوردم قایمکی ایشونم هرجلسه منو بیرون میکردن اخرین بار خیلی مودبانه باصدای کلفتشون گفتن نونوش تا حالا دیدی من توی کلاس چیزی بخورم؟
منم لبخند زدم بعد گفتن دیگه نخورمنم گفتم چشم.
یه روز زوم کدم توی صورتش دیدم لب هاش داره میجنبه از توی جیبش اروم کشمش دراورد گزاشت توی دهنش با لبخند رفتم کنارش گفتم دکتر تا توی این چند جلسه دیدی من سر کلاس چیزی بخورم؟
یه لبخند زدم
گفتم دیگه نخور
گفتن چشم
نمایش مطلب شماره 226656
تاریخ انتشار : آذر 1395
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
43968
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531589583
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531589583










