دارم پروفایل دوستامو تو تلگرام چک میکنن همه یه دور شکست عشقی خوردن میگم یه بار زشت نباشه ما تا حالا شکست عشقی نخوردیم هااااا
@nonosh · ۲۰ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۸ رأی)
دارم پروفایل دوستامو تو تلگرام چک میکنن همه یه دور شکست عشقی خوردن میگم یه بار زشت نباشه ما تا حالا شکست عشقی نخوردیم هااااا
رفتم مصاحبه اینقدر تو فهمیدن مقاومت کردم.که مصاحبه کننده فهمید که تمام سوالای علمیش اشتباهه تازه ازم معذرت خواهی کرد گفت ببخشین من نمیفهمم.
همچین مهندسیم من ....
دوره دانشجویی ترم پنج بودم یه بچه درس خون و سربه زیر حدود 22واحد برداشته بودم هر روزم میرفتم سر جلسه امتحان یه روز مسیول برگزاری امتحانات ازم پرسید حالا هی هر روز میای میرسی بخونیم؟منم گفتم بعله تازه دوتارم بیست گرفتم(الکی)روز واقعه بنده شماره یک بودم از اون جایی که اعتقاد دارم نا امن ترین جا امن ترین جاست کلی تقلب گزاشتم توی جورابم با خودم بردم سر جلسه ولی یادم نبود که تقلبای دیروزمو از روی ماشین حساب پاک نکردم .سرجلسه دیدم پنج شش تا اقا از استان برای باز رسی اومدن منم داشتم نگاهشون میکردم دیدم ریس دانشگاه با معاونشم بهشون پیوستند یه هو بازرسا گفتن اوضا امنیتی ضد تقلبتون چطوره؟مسیول برگزاری امتحانات(خ.ص)همه رو جمع کردن بالای سر من که مثلا منو بازرسی کنن فکرشم نمی کردن چیزی همراهم باشه تند تندم ازم تعریف میکردن .اقای بازرس گفتن ماشین حسابتو بده ببینم منم با یه لبخند ملیح دادمش دستشون همین طور خشکم زده بود فقط بهش لبخند میزدم .ایشونم تمام تقلبارو دید بخاطر اینکه ریس دانشگا نبینه با دستش یواش یواش پاکشون میکرد اونا همچنان از من تعریف میکردن .
هیچی دیگه وقتی اقای بازرس کل ریس دانشگاه استان شدند رفتم ازشون تقدیر تشکر کرد�
(عمه ندارم خخخخخ)
صبح امد و تونیستی
عشق امدو تو نیستی
باز هم شکر
که
"تنهایی" هست....
مامانم دیروز اومده توی این سن و سال من از شیوه تربیت به صورت داستانی استفاده کنه میگه دخترم بیا از بچگیت برات بگ�
تمام قصه پینو کیو رو گفت منتها بجای پینوکیو من به جای پدر جپتو بابام بود
خودشم اون پری خوبه که همش پینوکیو رو اگاه میکنه
اخرشم گفت :دختر جون پینو کیو ادم شد ولی تو نشدی
قربونت برم مامانی :)))
معلم شیمی دبیرستانم اقای محمدی (سلام دکتر)خیلی منظبت بودن ما ساعت اخر توی تمام روزای هفته با ایشون کلاس داشتیم
(تقریبا ساعت یک تا 2)منم به محض اینکه گرسنم میشد سر کلاس یه چیزی میخوردم قایمکی ایشونم هرجلسه منو بیرون میکردن اخرین بار خیلی مودبانه باصدای کلفتشون گفتن نونوش تا حالا دیدی من توی کلاس چیزی بخورم؟
منم لبخند زدم بعد گفتن دیگه نخورمنم گفتم چشم.
یه روز زوم کدم توی صورتش دیدم لب هاش داره میجنبه از توی جیبش اروم کشمش دراورد گزاشت توی دهنش با لبخند رفتم کنارش گفتم دکتر تا توی این چند جلسه دیدی من سر کلاس چیزی بخورم؟
یه لبخند زد�
گفتم دیگه نخور
گفتن چش�
شاگردم توی اموزشگاه جلسه اول موس رو گذاشته رو کیبورد قرش میده بعد میگه کار باهاش چقدر سخته
جلسه دوم دوساعت طول کشیده که فرق کات و کپی رو فهمیده
اومده میگه خان.م چند جلسه ای یه برنامه ساز حرفه ای میشم؟؟؟؟
برنامه ریزی کردم تا شش ماه دیگه هکر ش�
من؟؟؟؟
برنامه ساز؟؟؟:>>
هکر های کلاه سفید؟؟؟؟00<<<
عموم لیست نوشته برای وسایلی که میخواد برای خودش ببره خوابگاه
1لیف وصابون سه عدد
2مسواک چهار عدد
انتی باکتریال دست دو عدد
صابون سه عدد
منم زیرش اضافه کرد�
چمن مصنوعی
لباس قواصی
لور پلاک
مته شماره 2
یه وقت بنده خدا احتیاجش نشه یه کم حساسه
راستش یادم رفت طعمه اره ماهی بنویسم پشیمونم لنگ نمونه یه وقت:}
دانشجوی کارشناسی بودم رییس دانشگه منو به عنوان نماینده دانشجویان فرستاد سرکلاس ارشدای یه دانشگاه دیگه که اگر استادشون (که تازه از روسیه اومده بود)موافقت کردن بیان برای سمینار دانشگاه ما یکی از مسیولین خانوم هم همراهم بودن با کلی زحمت مجوز گرفتن و با کلی احترام رفتیم سر کلاس من رفتم ته کلاس نشستم مودب .دستم رفت روی گوشیم اهنگ نمره بیست کلاسو نمیخوام باصدای بلند پخش میشد .گوشیمم هنگ کرده بود استاد هاج واج مونده بود که چه خبر حدود 22دانشجوهم زل زده بودن به ما :_:_:همراهمم بجای این که کمک کنه باتری گوشی رو بیارم بیرون میزد توسرم.خلاصه تا اخرش یه 3دقیقه ای اهنگ خونده شد و بچه ها بشکن میزدن.
دانشجو ها استقبال کردن میگفتن بازم بیایین ::))
رییس داشگامونم بداخلاقه کلا جواب سلامه کسی رو نمیده "_"
رفتیم ختم عمو بابام منم سرمو انداختم پایین رفتم یه گوشه بشینم دیدم خواهر اون مرحوم داره نگاهم می کنه منم سلام کردم بعدش هول کردم گفتم ان شالله قسمت خودتون بشه
فکرکنم منو برای عروس ایندش انتخاب کرداخه تا اخر مجلس چشم ازم بر نداشت:/
یه روز سر کلاس شیمی بچه ها گزارش ازمایش ننوشته بودن منم ی هوا گفتم اقا اجازه میخواییم بریمازمایشگاه؟
یه دفه همه بچه ها چپ چپ نگاهم کردن منم میدونستم زنگ تفریح چی میشه خودمو زدم به اون راه
معلممون پرسید چی گفتی؟
گفتم :میریم سایت؟
معلممون:::::<
میریم نماز خونه؟؟
معلممون::::::<
میریم تو حیاط؟؟
معلممون:::::<
میریم سالن؟؟؟؟
معلممون::::<بیچاره فکرکرد فشارم یا قندم افتاده دارم هزیون میگ�
از تو کیفش بهم شکلات داد قضیه ختم به خیر شد...