تاریخ انتشار : آذر 1395
یه روز زنگ تفریح نشسته بودیم تو کلاس بچه هاهم کلاسو گذاشته بودن رو سرشون منم رفته بود م تو حس داشتم این تبلیغه رو زمزمه میکردم
گاز رو میزی ......داتیس داتیس
کباب یا دیزی ......داتیس داتیس
وقتی به خودم اومدم دیدم همه بچه ها ساکت شدن معلمم سرکلاس نشسته داره بهم لبخند میزنه
::::|||||











.gif)
.gif)