تاریخ انتشار : آبان 1395
یه روز زفت بودم خونه عموم پسر دختر عموم یه سال نیمشه خلاصه ما همه مشغول حرف زدن اینم کفشهای مامانشو پوشیده بود برا خودش داشت گوشه حیاط بازی میکرد وقتی اومد پیشمون که چی چشتون روز بد نبین تو کفش مامانش ریده بود هیچی دیگه از خنده زمین گاز میزدیم این کفش نو اینم پی پی شل چه شود....











.gif)
.gif)