ر

رویا

@@¥O® · ۱۲ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۰ رأی)

@
@¥O® ۹ سال پیش
جوک

*یه دفعه رفتم خونمون دیدم چراغ خاموشه فکر کردم کسی نیست یه دل سیر هوا خالی کردم بعد یه برق روشن شد شونصد نفر ریختن سرم تولدت مبارک میخواستم جرشون بدم ولی شرم وحیا نذاشت ...
خوب بیشعورا از اول میگفتین هستین اینجا رو بمبارون نمی کردم...
*یه بار با یه بنده خدایی دعوام شد در حد بزن بزن وسط دعوا یهو یارو نشست هر هر خندید گفتم چرا میخندی گفت مشت میزنی چرا مث این هندیا صداشم درمیاری هیچی دیگه با هم صلح کردیم

@
@¥O® ۹ سال پیش
جوک

بچه بودم یه سری با بابام رفتیم بهداری واکسن بزنم تا چشمم خورد به آمپول خون گریه میکردم التماس میکردم زجر میزدم (بار روانیش خیلی زیاد بود) پنبه الکلی رو زد رو دستم گفتم کار تمومه به عنوان آخرین حرفم با تمام قدرت گفتم*یا حسین شهید* آقا همه پرسنل بهداری از خنده موزاییک رو گاز میزدن هیچی دیگه با هر بدبختی بود زدم ...

@
@¥O® ۹ سال پیش
جوک

همکلاسیم اومده تو پی ویم نوشته با عرض سلام به شما همکلاسی عزیز و ضمن تسلیت شهادت پر سوز و گداز پیامبر اکرم (ص)و امام حسن مجتبی و لعن و نفرین به کسانی که این کار را کرده اند و عرض تسلیت برای شهادت هشتمین اختر تابناک آسمان ولایت امام رضا (ع)میخواستم بدانم آیا کلاس های فردا تشکیل می شوند یا ن من چون ارتباط قوی با سایر دانش آموختگان ندارم از شما خواهشمندم در صورت تشکیل نشدن کلاس به من نیز خبر بدهید با سپاس فراوان....گفتم ببین چی میگه سه ساعت فقط خوندمش کلی روحم شاد کرد دستش طلا

@
@¥O® ۹ سال پیش
جوک

یه سری با چند تا ار دوستام رفتیم آزمایشگاه ازمایش ... بدیم دادیم بعد مسئول آزمایشگاه گفت بین صندوق حساب کنید ماهم رفتیم مسئوله گفت هزینه هر آزمایش میس شیش هزارو پونصد تومن یکی از دوستام برداشت گفت بابا کلا یه لیوان ادرار بود دیکه چه خبره آدم میر پارک یعنی دل سیر خودشو خالی میکنه صد تومن میگیرن چه خبره؟این همه تورم ... کل آزمایشگاه رفت رو هوا دوستم شیک و مجلسی پونصد تومن گذاشت و رفت تازه به مسئول برگست میگه بقیش واسه خودت ابرو نداشت واسمون

@
@¥O® ۹ سال پیش
پیام

*بد ترین کاری که میتونی در حق کسی بکنی ،اینکه عاشقش نباشی و عاشقش کنی...وقتی قرار نیست بهش احساسی داشته باشی نابودش کنی... *وقتی دلی میگیرد،بغضی می شکند، نگاهی آلوده میشود، آن لحظه را به خاطر بسپار شاید روزی دلت گرفت، بغض شکست نگاهت آلوده شد...

@
@¥O® ۹ سال پیش
جوک

یه روز زفت بودم خونه عموم پسر دختر عموم یه سال نیمشه خلاصه ما همه مشغول حرف زدن اینم کفشهای مامانشو پوشیده بود برا خودش داشت گوشه حیاط بازی میکرد وقتی اومد پیشمون که چی چشتون روز بد نبین تو کفش مامانش ریده بود هیچی دیگه از خنده زمین گاز میزدیم این کفش نو اینم پی پی شل چه شود....

@
@¥O® ۹ سال پیش
جوک

اقا ما دفعه کلاس فوق العاده شیمی داشتیم با دبیرمون کلاسم بعد از ظهر بود و محوطه خلوت با بچه های کلاسم جمع شده بودیم من میخوندم اونا هم دس میزدن حالا چی میخوندم آقای رضوی آقای رضوی (دبیرمون )تو کلاس بیخیال شو توکلاسو بیخیال شو تو کلاسو بیخیال شو در همین حین ناگهان آق رضوی وارد شد از خجالت شده بودم لبو فقط میخواستم زمین دهن باز کنه من بر توش آب شدم از خجالت نابود شدما این موقع سوم راهنمایی بودم با اینکه الان پیش دانشگاهی ام هنوزم یادش میفته و سرکلاس میگه آب میشم خلاصه که امیدوارم دیگه از این آبرو ریزی ها نداشته باشم