دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 224550

تاریخ انتشار : شهريور 1395

##hadi3 jooon##

سوکس بشم اگه دروغ بگم .
اقا تو شهر ما مدرسه نمونه دولتی نداره باید بریم شهر بغلی منم دوران متوسطه کلا خوابگاهی بودم هستم و خواهم بود.
بچه های خوابگاه ما هر شب از ساعت یک به بعد پارتی دخترونه میگرفتند. خلاصه یه شب همه بچه های اتاقمون جمع شدیم یکی میخوند و بقیه میرقصیدند . منم اون وسط میقریدم . یهو دیدم همه صاف وایستادن زل زدند به من ، من احمقم فک کردم منتظرن من برقصم برا همین میرقصیدم و موهای بلندمو میچرخوندم و اهنگ ارمین 2ای اف ام رو میخوندم :
♫♫♫
چقدر استرس داری تو آروم باش
بیخیال دنیا و قانوناش
یه سری مشکلات هنو بینمون هست
که کنار میام هردوتامون باش
@@@
دیدم نه اینا انگار قصد همراهی هم ندارند ، برگشتم دیدم یااااا حضرتتتت فیلللل سرپرست خوابگاهمون دست به کمر با یه لبخند موزی وایستاده داره منو نیگاه میکنه ، یعنی دلم میخواست زمین دهن باز کنه و منو ببلعه ، تازه بدتر از اون این بود که من با تاپ شلوارک باب اسفنجی اون وسط دیوونه بازی در میاوردم .
حالا خانم برگشته میگه: حالت خوبه دخترم ؟ .
منظورش این بود که میخوای تو رو هم کنار ارمین 2ای اف ام تو تیمارستان بستری کنیم؟ ( یعنی همون روزای اول فهمید من شیطونما )
هیچی دیگه با کلی التماس راضیش کردیم لومون نده .
از اون شب به بعد سرپرست شبا سر ساعت 1 میومد نگاه میکرد خوابیم یا بیدار ، البته ماهم زرنگ تر بودیم چون ساعت 2 و 3 پارتی راه مینداختیم .
لایک:رفیقات عمه دارند عایا؟؟؟
لایک:خاک تو سرتون با این کاراتون .