دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 221590

تاریخ انتشار : خرداد 1395

آقا ما یه همکار داریم یه خاطره باحال تعریف می کرد به این شکل از زبان خودش :
یه روز رفتیم خونه مون رو از مستاجر تحویل بگیریم دیدیم مشت زده ن توی در دستشویی سوراخش کرده ن ، هیچی قرار شد یه در جدید به جاش بذارن ، حالا نگو اضافات در جدید رو اره کرده بودن خاک اره ها رو هم ریخته بودن توی سوراخ مستراح دخلشو آورده بودن ، رفتیم دستشویی دیدیم آب جمع شده ، رفتم یه میله آوردم چند بار زدم توی چاه ، یه دفعه آنچنان راه باز شد همه آب و آشغالا رفت پایین حال کردم ..
خونه مون هم طبقه اول بود ، رفتم پایین گفتم نکنه چیزی شده باشه ؟ دیدم بله .. سقف پارکینگ شکافته و ماشین آقای دکتر همسایه مون گلاب به روتون دیگه قابل شناسایی نیست ! هیچی دیگه کل بعد از ظهر اون روز داشتم ماشینش رو می شستم و آب می کشیدم ، شانس آوردم خودش خونه نبود !
حالا چند سال از اون جریان می گذره و هنوزم برای همسایه مون جای سواله که : " اون روز ماشین منو کی شست ؟؟!!! "