دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 221539

تاریخ انتشار : خرداد 1395

Nothing is Justin everything is Abbas
(علامت اختصاصی هواداران عباس
یکی از فانتزیای معکوسمم اینه که ....
روز ازدواج من با تیلور اسویفت و ازدواج عباس با سلنا توی یه روز باشه بعد توی بزرگ ترین تالار جهان باشه من و عباسم با پرایدای گوجع ایمون بریم دنبال عروسها من و عباسم برا عروسی شلوار کردی گوجه ای مایل به سیاه و پیراهن (عاره عاغا ثفاد دارم)پسته مایل به سیاه و کراوات گوجه ای باشیم میریم اونجا عاغا عروسا سوار میشن بعد ما توی راه درگیر جاستین و رفیقاش بشیم که میگن سلنا باید زن جاستین بشه و این حرفا بعد عباس :دلعنتیا روز ازدواجمونه بزارین به هم برسیم دیگه .جاستین:ابدا سلنا مال منه من شما :پی پی نخوری کسی نمیگه جاستین پی پی نخورد بعد تیر بزنه به باک بنزینم تیر بزنه چون بش.. گفتم بعد من سریع از تو جیب شلوار کردیم ساعت زمان و در بیارم همه چی متوقف شه و سریع من و تیلور بریم تو ماشین عباس اینا و من از تو جیب شلوار کردیم یه مسلسل (مصلصل مثلثل)دربیارم خالیش کنم رو جاستین آخریم رو باک و جاستین بترکه و من ساعت زمان رو راه بندازم عباس :دلعنتی پام شیکست یه ساعت ایستادم من: برو بابا وقتو ایستوندم عباس :دلعنتی منم تو جیبم ساعت زمان دارم تکون نمیخورم ولی حس میکنم منم بگم باشه بابا اصلا کلیپس سارا(همسایه حامد حانیه(هانیه))توحلقم خوبه اونم بگه:نه قوزک پامم باس توحلقت باشه منم بگم اوکی بابا اه وبریم و ازدواج کنیم وهمه چی به شادی و خوشی تموم شه
دوستان پرسیدن:جاستین اینا چی شدن ؟خب ترکیدن دیگه زدم به باک بعد توی دود روحشون رفت توبخار
دوستان بازم دست از سرمون ور نداشتن و گفتن:چرا دوتاپرانتز گزاشتی بعد از هانیه؟خب به دلیل قوانین ریاضی
دوستان بازم گفتند:خب چرا نمردید؟سؤال خوبیه مابعد از ازدواج مردیم