a

altair m 7/8

@altairmoghaddam999 · ۷ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۷ رأی)

a
altair m 7/8 ۹ سال پیش
جوک

پسر .... خانم کیست؟
او دانشمندی است که در بدترین شرایط درس خوانده و رتبه یک تمامی کنکور هارا به دست آورده بورسیه تحصیلی شده رفته ایطالیا بعدش موفق شده در حد دماغ مجسمه ابولهول الانم توی نیروگاه اتمیه
مادر من هم وقتی میخواد بزن توسرم ازش اسم میاره با تشکر

a
altair m 7/8 ۹ سال پیش
جوک

nothing is justin everything is abbas
علامت اختصاصی الطایر
یکی از فانتزیای معکوسمم اینه که یه شب که دارم با داش عباس ولکردی میکنم سلنا بهش بزنگه بگه کجایی ذلیل شده بچه تو خودش ریده بدو براش
پوشاک بیار بعد قطع کنه.منم به عباس بگم خاک توسر زن ذلیلت دومتر بعد
تیلور بم زنگ بزنه
من سلام عشقم چطوری
اون خفه شو بابا دارم از گرسنگی میمیرم بدو برامون فلافل بگیر بیار و قطع کنه
بعد عباس هم هاهاها بخنده و بگه توکه از من بدتری بعد بش بگ�
shut up abas iam hot dog & you are cold dog
اونم بزنه تو ذووقش بخواد اسید پاشی کنه که من فکرشومیخونم و همزمان
روهم اسید میپاشیمو تو اسید محو میشی�
دوستان:الطایر بچه علاس چی شد بعله عباس ومن دیگه کاری به زنامون
نداریم بیوه شدن خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

a
altair m 7/8 ۹ سال پیش
پیام

Altair moghaddam7/8
رابین هود عرب
میگن توی زمان امام علی یه مردی میبینه که امام هر شب میره بایه گونی پر
سمت خونه یتیمان وبهشون غذا می داد آقا(بله باسوادم)این یارومیره به چندنفر میگه این مرده کیه؟
بش میگن این علی بن ابوطالب که شبها میره وبه یتیمان کمک میکنه یارو من هم میتونم این کار کنم
اونا مردک علی(ع)باخودش یه گونی پر پر میبره توگونیه پراز غذات کجا بود؟یارو چیزی نیس
حالا فرداش رابین هود عرب میره یه گونی برمیداره و ازهمه تربارهای توشهر میدزده تاگونی پرشه
بعد میرفت به یتیمان غذا میداد تا چند شب اینکار میکنه که امام میفرسته دنبالش یارو میره ببینه
امام چیکارش داره حالا مکالمه
امام:توشبها چیکارمیکنی؟
مرد:من همون کاری که تو انجام میدی
امام:مردک تو صبح تا مغرب رو دزدی میکنی وشب میری به مردم حرام میدی!
مرد: پس تو چیکارمیکنی
امام:من شبها از پول خودم به مردم میدم

a
altair m 7/8 ۱۰ سال پیش
جوک

Nothing is Justin everything is Abbas
Altair M7/8علامت اختصاصی
بگم آبروم میره ولی باشه
ی شب یکی از اقواممون که دخترش مخاطب خاصمه
اومدن خونمون (عیدفطر)حالا من رفتم آشپدخونه شربت رو بیارم براشون
الخلاصه رفتم آشپزخونه دیدم یا ابرفرض پانزده تا لیوان بزرگ شربت به صورتی
چیده شدن که بیشتر ثقل(صقل سغل سقل ثغل)سمت جلو بود
من به خواهرم که شربتو درست کرده :نترس آبجی شر افراژتون میکنم همشو بلند میکن�
خواهرم:الطایر مطمعنی میطونی
من:قسم به اشک روی صفحه دوس دترسپهرخلسه
خواهرم:نمیخوای من ببرمش
من:نه وقتی دنبال بهترینی باید یک بار بر*ینی
گفتم یاعلی وبلندش کردم
عاغاتاجایی که به طرف رسیدم همه چی اوکی بودمنم خوشحال
عاغارسیدم به طرف، ثقل که جلوبود من داشتم پایین میورد�
که وزن بیشترشد(هزچه جسم به زمین نزدیک ترباشدنیروی وارده ازسمت زمین بیشترمیشود)
خلاصه سرتونودردنیارم سینیرو که اوردم پایین هرچی شربت و لیوان بودریخت روی پدرمخاطب خاص�
مخاطب خاصم دست به موبایل اس ام اس فرستادعجقم فدا سرت
من:ممنونم عجقم پاستیل و لواشک بلات میگیر�
اون:واقعامردک ضایع شده ؟
من:قسم به شربتی که روبابات ریخت�
اون:عاجقتم الآن دیگه باس برم دس پاچلفتی
من:خدافظ عشقم فقط یه عکس از لبات برام بفرست
درسته دختره بامن به هم نزد ولی من ضایع شدم ودارم آهنگای آرمین توی اف ام گوش میدم
یعنی آدم ده تاشکست عشقی بخوره اینجوری ضایع نشه
وازهمین تریبون بگم(ماریا)عاشقتم/ماریا:عشق حقیقی الطایر ابن لااحدفک فامیله ملت دارن

a
altair m 7/8 ۱۰ سال پیش
جوک

Nothing is Justin every thing is Abbas
دور میز فاز بازی
بیبردرمیاره خزبازی
ببین بیر اینجا نیست خونه بابات
که انجام بدی هر غلطی که دلت میخواد
اینجافورجوک خودمونه
ارث رسیده از بابامونه
همشم مال خودمونه
پس نکن تو فامتزیامون اوسکل بازی
و بدون دیگه تمام شده دختر بازی
دختربازی
آره تموم شده
دیر پتو االطایر جم شده
ببین توی خاور میانه به این سایت آرا اس ام اس میگن
سخته ولی حتما باس بگن
آرا اس ام اس خیلی تکه
خانم صادقیم میجوه آدامس پیکه
ببین جاستین تو هرچیم باشی
برا سلنا عباس ما نمیتونی بشی
پس برو خونه
بزن بروخونه
ساپورتو بنداز و شلوار مردونه بگیر برو خونه
گوخونه

a
altair m 7/8 ۱۰ سال پیش
جوک

Nothing is Justin everything is Abbas
(علامت اختصاصی هواداران عباس
یکی از فانتزیای معکوسمم اینه که ....
روز ازدواج من با تیلور اسویفت و ازدواج عباس با سلنا توی یه روز باشه بعد توی بزرگ ترین تالار جهان باشه من و عباسم با پرایدای گوجع ایمون بریم دنبال عروسها من و عباسم برا عروسی شلوار کردی گوجه ای مایل به سیاه و پیراهن (عاره عاغا ثفاد دارم)پسته مایل به سیاه و کراوات گوجه ای باشیم میریم اونجا عاغا عروسا سوار میشن بعد ما توی راه درگیر جاستین و رفیقاش بشیم که میگن سلنا باید زن جاستین بشه و این حرفا بعد عباس :دلعنتیا روز ازدواجمونه بزارین به هم برسیم دیگه .جاستین:ابدا سلنا مال منه من شما :پی پی نخوری کسی نمیگه جاستین پی پی نخورد بعد تیر بزنه به باک بنزینم تیر بزنه چون بش.. گفتم بعد من سریع از تو جیب شلوار کردیم ساعت زمان و در بیارم همه چی متوقف شه و سریع من و تیلور بریم تو ماشین عباس اینا و من از تو جیب شلوار کردیم یه مسلسل (مصلصل مثلثل)دربیارم خالیش کنم رو جاستین آخریم رو باک و جاستین بترکه و من ساعت زمان رو راه بندازم عباس :دلعنتی پام شیکست یه ساعت ایستادم من: برو بابا وقتو ایستوندم عباس :دلعنتی منم تو جیبم ساعت زمان دارم تکون نمیخورم ولی حس میکنم منم بگم باشه بابا اصلا کلیپس سارا(همسایه حامد حانیه(هانیه))توحلقم خوبه اونم بگه:نه قوزک پامم باس توحلقت باشه منم بگم اوکی بابا اه وبریم و ازدواج کنیم وهمه چی به شادی و خوشی تموم شه
دوستان پرسیدن:جاستین اینا چی شدن ؟خب ترکیدن دیگه زدم به باک بعد توی دود روحشون رفت توبخار
دوستان بازم دست از سرمون ور نداشتن و گفتن:چرا دوتاپرانتز گزاشتی بعد از هانیه؟خب به دلیل قوانین ریاضی
دوستان بازم گفتند:خب چرا نمردید؟سؤال خوبیه مابعد از ازدواج مردیم

a
altair m 7/8 ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از فانتزی ای معکوسمم اینه که با شلوار کردی گوجه ای و تاپ سیاه ادیداس made in IRبرم مهمونی گنگسترا. بعد اونجا با ورود من همه عینک آفتابی بزنن و رونالدو و مسی اونجا باشن و جنیفرم اونجا بخونه بعد منم برم قر بدم .
که جنی بگه به افتخار الطایر کچل اهنگا گود بای ارتی جعفر بخونم
که یدفعه ای جاستین مثل جن از پشتم ظاهر بشه با ناخوناش بزن قلبمو دربیاره (آره جاستین ناخوناش مثه دخترا بلنده) بعد ببینه که من قلب ندارمو و من به قردادن ادامه بدم و جاستین ضایع بشه بره تو افق محو بشه راهش ندن مجبور بشه بره تو خورشید.
ممکنه کسی کپی کنه بگه با اجازهکپی کلاس داره لعنتیا
دوستان پرسیدن چرا عینک زدن ؟دلعنتیا آخه من آدم روشنفکریم نورم چشاشونواذیت میکنه
Altair m7/8