دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 221154

تاریخ انتشار : خرداد 1395

بزرگ ترین و خفن ترین فانتزیم اینه که:
یه جراح مغز و اعصاب معروف بشم...بعد تیریپ مشکی بزنم با چادر و عینک دودی....
بعد برم کره ی جنوبی( آره کشور قحطه مشکل داری؟)
اونجا توی بیمارستان چونا( فیلمشم ساختن). هم درس بدم هم جراحی کنم بعد درحالی که روی زبون کره ای تسلط دارم و اونجا یه ماشین خفن هم دارم:-)
حالا باز تاکید می کنم با چادر و عینک دودی! قیافه کره ای هارو خودتون تصور کنید حالا!
بعد درحالی که دارم یه جراحی خیلی خفن می کنم و دستم تا آرنج تو مغز یارو چشم بادومیه اس یهو پرستاره بگه: چینگ چانگ چی میدایوجونک!
بعد من بگم: تیجودجانگ؟ نیلعلخغلخاخاچونک.....
بعد گوشیم رو بزاره دمه گوشم منم با چادر و عینک دودی درحال عمل....
بعد آبجیم از اون ور: آجی داری میای یه شیش کیلو پسته ام بخر...شام نداریم..
منم با کمال ریلکسی: قربون آجی، اوکی فقط چایی دم کن خستم...
بابام هم از پشت گوشی داد بزنه: خجالت بکش تا این موقع روز هنوز اونجایی!
منم سر یارو سریع بدوزم به پرستاره هم بگم: چگچتخت ناجمیداک جودساگیها...
بعد بفهمم رئیس بیمارستان اخراجم کرده....
عصبانی برم دراتاقش رو محکم با لگد باز کنم چادرم هم در هوا پریشان!
مغز یارورو از وسط نصف کنم جمجمشم خورد کنم بعدم با چاقو کلیه هاش رو مثه خون آشام ها بخورم....بعدم خیلی ریلکس سوار ماشین باکلاسم شم بعد پرواز کنم برگردم ایران درآغوش خانواده!





اصلن کار خوبی نیست به تخیلات دیگران خندیدن
ای کلک! بازم می خوای لایک نکرده بری ها؟
بگو از کجات شروع به سیخ کشیدن کنم ها؟


آفسا خشن! و آدمخار در سری های بعد ان شالاه. تقدیم می کند...