تاریخ انتشار : ارديبهشت 1395
وای ک چقد این خاطره رو دوست دارم...
ی دبیری داشتم بسیار بسیار اخلاق خشک داشت...خیلی هم جدی بود.... ازونا ک نمیشه تو کلاسشوت ی جیک کرد...نَ خنده ای ،چیزی!
عاقا اوایل سال چهارم بودیمو تو کلاسمونم ی دوقلو داشتیم....یعنی ب حدی اینا شبیه هم بودن ...ک آدمو گریه میگرفت.....
اون معلم محترممون طبق عادتش یکی یکی بچها رو صدا میزد با اسم فامیل تا بشناستشون...
رسید ب اون دوقلوها...خیلی جدی رو کرد بهشون و گفت:با هم دیگه نسبتی دارین؟
من: فقط نمیدونستم ب کدامین سمت پناه ببرم....مُنفجر شدم...مُنفجر!











.gif)
.gif)