دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 220755

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1395

عاقا دوست دختر داداشم(البته رفته خاستگاری ولی هنو محرم نشدن)....
متولد ۷۹هستش!!
صبحی دیدم ی دختر بچه با لباس مدرسه اومده خونمون ....
میگه مجتبی خونس؟!...
گفتم آره و فلان تعارف زدم اومد بالا!!
داداشم شوک زده تو اینجا چیکار میکنی...
اون:فرار کردم از مدرسه،دیگه خونه نمیرم:))))
داداشم؛من دیشب نخوابیدم،خوابم میاد، بد موقع فرار کردی....
من: o_0.....
دوست دخترش:قهر کرد عشوه دخترونه اومد ب داداشم رف رو تختش....
داداشم:برو خونه ۵سال دیگه بزرگ شدی میام خاستگاریت...
اون:بالشتو کوبید رو مجتبی و ههيیییی هییییی هییییی خنده!
داداشم : (آیکونی وجود نداره!) قیافشو تصور کنید!!!!