دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 218191

تاریخ انتشار : اسفند 1394

این خاطره رو مامانم برام تعریف کرد مال زمانیه که من خیلی کوچیک بودم
آقا من یه بار سرما خورده بودم و تب کرده بودم مامانمم برای این که حالم بهتر شه بهم شربت داده بود ولی بعد از این که شربتو خوردم یهو چشام رو هم رفت.مامانمم هرچی صدام میزد بلند نمیشدم طفلکی مامانم که بد جوری ترسیده بود سریع حاضر شد و منو برد دکتر.به آقای دکتر گفت:آقای دکتر به دادم برسید بچم از حال رفته هر چقدرم صداش میکنم بلند نمیشه.حالا میدونین دکتر بعد از این که منو معاینه کرده چی گفته؟نه جان من میدونین؟
گفت:بچتون حالش خوبه فقط خوابیده.
قربون خودم برم کلاً از بچگی خوش خواب بودم.