این خاطره رو مامانم برام تعریف کرد مال زمانیه که من خیلی کوچیک بودم
آقا من یه بار سرما خورده بودم و تب کرده بودم مامانمم برای این که حالم بهتر شه بهم شربت داده بود ولی بعد از این که شربتو خوردم یهو چشام رو هم رفت.مامانمم هرچی صدام میزد بلند نمیشدم طفلکی مامانم که بد جوری ترسیده بود سریع حاضر شد و منو برد دکتر.به آقای دکتر گفت:آقای دکتر به دادم برسید بچم از حال رفته هر چقدرم صداش میکنم بلند نمیشه.حالا میدونین دکتر بعد از این که منو معاینه کرده چی گفته؟نه جان من میدونین؟
گفت:بچتون حالش خوبه فقط خوابیده.
قربون خودم برم کلاً از بچگی خوش خواب بودم.
نمایش مطلب شماره 218191
تاریخ انتشار : اسفند 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
1414
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531624254
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531624254










