دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 214326

تاریخ انتشار : آذر 1394

سلام.
یادم میاد چندین سال پیش ی برف سنگین اومد بعدش ...ی روز کنار خونمون ی گودال تقریبا بزرگ بود ک توش پر بود از آب یخخخخخ ،عاقا منم افکار شیطانیم گل کرده بود رفتم سر گودالو بابرف پوشوندم...با چاقوهم روی برفو قشنگ ظریف کاریاشو راس وریس کردم ک تابلو نباشه...خلاصه دیدم دآشم ب سمتم میومد ،منم با ی لبخند گفتم اگه از این مسیر(رو گوداله)بری بهت فلان مقدار پول میدم!!عاقا اونم متعجب ولی رفت....هیچی دیگع!از کنار گودال ب اندازه ی میلی متری رد شد!...منم به حالت عصبانی ی لگد رو کنار گودال زدم....بعععله افتادم تو گودال آب یخخخخ!!!!!....قیافه داداشم:))))))))
قیافه من:((((
قیافه اون افکار پلید شیطانیم○_°