تاریخ انتشار : آبان 1394
رفته بودیم خونه ی داییم. زنداییم برامون شربت آورد.من هم می خواستم ادای با کلاسا رو در بیارم،شربتمو تا نصفه خوردم گذاشتم رو میز.همون موقع این پسر دایی دست و پا چلفتی من پاشو زد به میز شربته ریخت رو فرش...........
من الان تحت تاثیر فحش هایی که از طرف مامانم دریافت کردم تو تیمارستان بستری ام.
آی لاو یو مااااااام











.gif)
.gif)