دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 197131

تاریخ انتشار : فروردين 1394

ما راهنمایی که بودیم یه معلم داشتیم این آموزش دف و سنتور هم میداد بنده خدا می گفت:یه روز عصر رفتم خونه یکی از این شاگردای باکلاسم حالا ظهرشم تا خرطناغ خورده بودم وسط کلاس بودم که یهو آلارم داااااااد... با یه شرایط دردناکی ازش پرسیدم دستشویی تون کجاس اونم راهنماییم کرد در دستشویی شونو که وا کردم انگار کل دنیا رو سرم خراب شد آخه چرا؟ تهاجم فرهنگی آخه دیگه تا کجا؟(دستشویی شون فرنگی بود)حالا ما هم که آزاد کار!!!!کار ما که تموم شد برگشتم نگاه کردم دیدم یهو مخم علیه رودم اعلان جنگ داد این دیگه از کجای تو دراومده بی مروت!!!حالا هرچی هی سیفونو می کشیدیم کصافط تکون نمی خورد برگشتم یکم فک کردم
دیدم چاره ای ندارم!این تنها راه بود آبروم پیش شاگردم میرفت آخه!آستینامو زدم بالا چشامو بستم چرخیدم و......
اینجاش که رسید دیگه بغضش ترکید
آخی بیچاره!!!فک کنم تو روحیش تاثیر منفی گذاشته بود ولی عوضش راحت شد خخخخخخخ